خیلی خیلی غمگینم و انگار هیچ تسکینی نیست. یه ملال مداوم روی دوشم گذاشتم و خودم رو اینطرف و اونطرف میکشونم.
29.01.2026 21:15 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0خیلی خیلی غمگینم و انگار هیچ تسکینی نیست. یه ملال مداوم روی دوشم گذاشتم و خودم رو اینطرف و اونطرف میکشونم.
29.01.2026 21:15 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0به سختی به اینترنت وصل میشیم.
26.01.2026 12:28 — 👍 2 🔁 0 💬 0 📌 0
open.substack.com/pub/davoodpe...
به وقت ملال نوشتمش
عنوان روزنامهنگار را از روی صفحهام برداشتم. بماند به یادگار از "روزگار سپری شده مردم سالخورده"
30.11.2025 04:59 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0زنان موتورسوار داخل شهر به مراتب تو رانندگی با دقت، آرامش بیشتر و اصولیتر با موتور حرکت میکنن. هر بار که یکیشون رو میبینم از این همه آرامششون لذت میبرم. قشنگ مشخصه خودشون هم کیف میکنن.
12.11.2025 16:02 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0یه مجموعهی مشآپ کمنظیر شامل ۴۸ قطعهی آرام و دلنشین از اجراهای شجریان خریدم که عیش مدام هستن. دو قطعه از خانم هایده و دو قطعه از بنان هم بهم هدیه داد.
18.10.2025 14:37 — 👍 2 🔁 0 💬 0 📌 0
یک مصرع توی غزلیات حافط هست که هر وقت روی زبانم جاری میشود، شوقهای نهان، عشقهای غریب، جانهای مشوش ، رویاهای بیشمار، غمزهها و اشارات و نظرها، جنونها و بیشمار دل و دستهای بیقرار را به یادم میآورد:
"کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن"
یه پای سیب خریدم قیامت. فیالواقع ۶۳ سال جوان شدم :)
04.10.2025 19:05 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0فکر کنم زمینهای کشاورزی اون منطقه هم بیتاثیر نبوده، شایدم اشتباه میکنم. خیلی سال پیش رفتم اونجا. به نسبت جاهای دیگه تولیدش بالا گزارش شده
10.09.2025 22:43 — 👍 2 🔁 0 💬 1 📌 0
برای آنکه ملتی ارزش داشته باشد، باید حد وسط آن خوب باشد.آنچه تمدن یا به سادگی جامعه میخوانیم، جز کیفیت عالی آدمهای معمولی که آن را میسازند چیز دیگری نیست.
امیل سیوران
قطعات تفکر
هر چه بیشتر از بیعدالتی رنج برده باشیم، خطر بزرگتری وجود دارد که دچار خودپسندی یا به کلی خودبزرگبینی شویم.هر قربانی به غلط خود را برگزیده میپندارد و از آن به خود میبالد و با این باور رفتار میکند، در حالیکه متوجه نیست که بدینگونه، درست به مقام شیطان میرسد.
امیل سیوران
🫂
15.07.2025 05:24 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0امروز هجدهم تیرماه است.
08.07.2025 21:40 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0
آزادی حقیقی نه در رهایی از قانون، بلکه در عبور از قانون است.
آگامبن
🫂
26.06.2025 20:49 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0قربانت رفیق🫂
26.06.2025 02:41 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0انگار از توی یه کابوس بیرون اومدیم
25.06.2025 20:45 — 👍 8 🔁 0 💬 1 📌 0🫂
25.06.2025 14:31 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
چه خوشبختی تو که هنوز هم میتوانی امیدوار باشی.
فاوست
گوته
🙏🌺
16.06.2025 08:47 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0:))
16.06.2025 08:47 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0زبان شیر هم مثل سمباده میمونه و انقد زبر و قوی است که با زبون کشیدن روی پوست شکار، پوست رو نازک میکنه تا بتونه راحت بخوردش
10.06.2025 19:49 — 👍 0 🔁 0 💬 1 📌 0مبارکه🌺
08.06.2025 20:09 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
خیام
چند روز پیش،رفتم تا رشت و از اونجا گفتم برم یه سر تا فومن. هم کلوچه بخرم ، هم چای فومن. از اونجا با کلوچه و چای رحیم آباد املش برگشتم. چای بینظیری با رنگی قرمز، طعمی گس و عطری بکر. باران هم بود با ابرها و قطرات و خاطرات قشنگش.
25.05.2025 20:31 — 👍 6 🔁 0 💬 0 📌 0تهران ترکیبی از ترافیک و غصه است.
18.05.2025 04:32 — 👍 2 🔁 0 💬 0 📌 0:/
13.05.2025 20:53 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0گفت بهشون تحویل میدیم میندازن یه گوشه بعد چون در کل نیروی کار کم دارن و کسی نمیره اونجا کار کنه بیشترشون اتباع هستن که همونها رو هم نمیتونن از دست بدن.
13.05.2025 20:06 — 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0رفتم آرادکوه برای عکاسی از محل دفن و بازیافت زبالهی تهران. محیطی کاملا آخرالزمانی. انتهای جهان، انگار هر چی تهران خورده اونجا بالا آورده. بعد وسط اون کثافت که بر اثر فعل و انفعالات گاز متان اکسیژن کم بود، کارگرا نه ماسک داشتن و نه دستکش.عین خیالشون نبود و مسئولشون میگفت: خودشون استفاده نمیکنن.
13.05.2025 19:38 — 👍 3 🔁 0 💬 1 📌 0سرم درد میکرد، دو تا کدئین با هم خوردم بلکم زودتر اثر کنه، الان تو یه حالیام انگار تازه از پای بساط بلند شدم. قرصامون مگه گچ نبود، این یکی چرا اینجوری شد :)
01.05.2025 19:09 — 👍 4 🔁 0 💬 0 📌 0