حذف شبکه های اجتماعی و اخبار
17.02.2026 18:41 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0حذف شبکه های اجتماعی و اخبار
17.02.2026 18:41 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0
گور باباشون
همشون همشون
جاکشو رذلن
خودشون ددشون
تو کارخطان
مثل ننشون
از دم گم شن
خودشون سرشون
تو معراج منی ای نازنینم
نگاه چشم تو آیین و دینم
به چشمان غزل اهویی دشتی
که تفتان منی ای بهترینم
شبا نیا به خوابم
که من سیراب نمیشم
نمیخوام این گوشه رو
نمیخوام جا دیگه رو
نه میخوام نبودنت
نه اونی که رفته رو
رفت نو جا موندنو
دفتر و سوزوندنو
داغییه تو قلب من
وقت در کبوندنو
شادی ها چه کم شده
داغ تو هر دم شده
خوب میدونم که چرا
زندگیم ماتم شده
دل همه در راه تو شد مبتلا
تا که کنم اشک دو دیده طلا
تا به شبی یاد تو از سرم رفت
جان تنم در شود از هر بلا
تراوش های من ناب است
همه افکار من خواب است
شوم بیدار، میمیرم
خوشم با آن چه بر آب است
نگاهم کن که من خستم
همه دل را به تو بستم
بیا جانم عزیز من
سر راه تو بنشیتم
خبر هایی ز تو دارم
چه خوش تر، انچه میکارم
نشانی از نگار تو
همه شب ها، به پیکارم
😂
25.11.2025 07:00 — 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0ممنون
23.11.2025 18:03 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
و منم ان گوشه نشین تنها
رفته بر دامن غار غمها
هفته ها میسایم
استخوانی بر سنگ
با نگاهی بیرنگ
چه سکوتی،
چه سکوتی،
میدانم
دوستان در پی معشوقه خیش
میرانند
و به گوش و لب او
میخوانند
نقمه ای خوش
و سلامی ز دلتنگی دوست
یادمن باش
که این کار نکوست
میپوسم از درون،
و میبوسم تورا از ای جان
ای هاله ماهم
چون بی خبرم از تو
خاطرم پریشان
بگو خبر از خود
آرامش خاطر
بر دلم تو بنشان
ماه من خوابه و دلم من بیتاب
ای زیباترین،
بیا و حال من دریاب
به یادتم،
به عمق نگاهت
به زیبایی رویت
به کمان ابرویت
جان جانم
تویی جهانم
مست نگاه تو شدم
مجنون راه تو شدم
بدون تو، من نیستم
من جان پناه تو شدم
تو را میخواهم
بیش از پیش
همانند جانی که دارم
در کالبد خیش
تویی تمام هستیم
تمام قوم و خیش
تقدیم به زیباترین
تو را از حس، میخوانم
از آن بهتر، میدانم
چه خوشتر از صدای تو
نخواهم دید، نمیدانم
اگر باشی جهان من
فروغین و گهر بار است
فروغ آن نگاه تو
چراغ راه سردار است
گوزل آیلین جانیم دی
سو اُلماسا، قانیم دی
گجَ گونوز، یادینن
یاتا بیلمم، جهانیم دی
تو را من چشم در راهم
هر آن دم که، نفس آید
و باز این دم، که میساید
به افکارم صدای تو
نوای تو
که میگویی نمیدانم
به این سرعت نمیخواهم
منم تشنه به یاد تو
که مینوشم, زین شوراب
اتشناکم،
بیش از بیش
فرو افتم،
من در خیش
۱۴۰۴/۳/۳۰
تویی تنها در این کیهان
تمام هستیم ای جان
به قلبم، حکم میگویی
که او شد با تو هم پیمان
جز تو از چه بگوییم
با این دل تنگم
تویی الهام بخش احساساتم
و چشمه جوشان از دل سنگم
نشسته ای به سکوت
و من تشنهای گم شده
در دریای چشمانت
از گل های آتشین
که بر لبانت داری
ای نقمه خوش
ای نسیم
ای روح فرح بخش
وسوسه ام کن
به رقص مستانه
و آتشم بزن
با کلامت
به لحظه هایم ارامش بده،
با بودنت
به زندگیم رنگ ببخش
با نگاهت
به دستانم گرما ببخش
و نگاهم کنن
تا امید جوانه بزند
تو پیامبر زندگیم هستی
بیا و معجزه کن
بر قلبم
به تپیدن
تو را نظاره میکنم،
چونان پرنده ای
که بال گوشده است به پرواز
و در طلوح خورشید
میدرخشد
تو را میستایم
چونان زیبایی طاووس
و خوش صدایی قناری
تو بی نظیری
از هر نظر و منظر
از هر وجه و زاویه
با تو دنیایم قشنگتر است
ای زیبایی بی مثال