Hoomanbrain🪩's Avatar

Hoomanbrain🪩

@hoomanbrain.bsky.social

Telegram id:@hoomanbrain

309 Followers  |  239 Following  |  2,622 Posts  |  Joined: 01.08.2023
Posts Following

Posts by Hoomanbrain🪩 (@hoomanbrain.bsky.social)

در دهه‌ی ۱۸۹۰، پاولف دریافت که سگ‌ها نه تنها هنگام دیدن غذا، بلکه هنگام دیدن فردی که غذا را می‌آورد، یا شنیدن صدای خاصی(صدای زنگ) بزاقشان ترشح می‌شود. او این پدیده را «بازتاب شرطی» نامید. آزمایش‌های او نشان داد که می‌توان محرکی خنثی (مانند صدای زنگ) را با  محرکی طبیعی (مانند غذا)  توأم کرد تا پاسخی شرطی (چون ترشح بزاق) ایجاد شود. این کشف تأثیر عمیقی بر روان‌شناسی و پیدایش رفتارگرایی داشت.

ایوان_پاولف 
زاده‌ی ۱۸۴۹
درگذشته‌ی_۲۷_فوریه_۱۹۳۶

در دهه‌ی ۱۸۹۰، پاولف دریافت که سگ‌ها نه تنها هنگام دیدن غذا، بلکه هنگام دیدن فردی که غذا را می‌آورد، یا شنیدن صدای خاصی(صدای زنگ) بزاقشان ترشح می‌شود. او این پدیده را «بازتاب شرطی» نامید. آزمایش‌های او نشان داد که می‌توان محرکی خنثی (مانند صدای زنگ) را با محرکی طبیعی (مانند غذا) توأم کرد تا پاسخی شرطی (چون ترشح بزاق) ایجاد شود. این کشف تأثیر عمیقی بر روان‌شناسی و پیدایش رفتارگرایی داشت. ایوان_پاولف زاده‌ی ۱۸۴۹ درگذشته‌ی_۲۷_فوریه_۱۹۳۶

Please read ALT

27.02.2026 04:02 — 👍 8    🔁 0    💬 0    📌 0
نخستین بار که صدای بنان از رادیو شنیده شد ۳۱ اردیبهشت‌ ۱۳۲۱ بود و تا پیش از آن فقط در محافل خصوصی خوانده بود. خودش درباره‌ی خواندنش در رادیو می‌گوید: "من قصدم خواننده شدن نبود. روی علاقه‌ی خودم و سفارش استادانم، چون ناصر سیف گاهی می‌خواندم. تا سی‌سالگی شروع نکردم. وقتی‌که با خانواده‌ی کلنل وزیری وصلت کردم، او مرا به موسیقی کشاند!" 

اما کسی که استعداد بنان را شناخت، روح‌الله_خالقی بود. خالقی درباره‌ی نخستین دیدارش با بنان می‌گوید که وقتی که او را دیده و از او خواسته تا قطعه‌ای را بخواند، آن‌قدر به وجد آمده که بی‌اختیار برخاسته و  بنان را در آغوش گرفته است.

از ماندگارترین ترانه‌های بنان می‌توان به "آذربایجان" در دستگاه شور، "آمدی جانم به قربانت" در بوسلیک، "الهه ناز" در دشتی، "بهار دلنشین" در آواز اصفهان، "بوی جوی مولیان" در آواز اصفهان، تصنیف "توشه عمر" در دستگاه همایون، "یار رمیده"، "می‌ناب"، "خاموش"، "مراعاشقی شیدا"، "من از روز ازل"، "نوای نی" و سرود همیشه جاوید "ای ایران" در دشتی اشاره کرد. بنان "کاروان" و "حالا چرا" را بهترین اثر خود می شناخت.

غلامحسین_بنان
زاده‌ی ۱۲۹۰
درگذشته‌ی_۸_اسفند_۱۳۶۴

نخستین بار که صدای بنان از رادیو شنیده شد ۳۱ اردیبهشت‌ ۱۳۲۱ بود و تا پیش از آن فقط در محافل خصوصی خوانده بود. خودش درباره‌ی خواندنش در رادیو می‌گوید: "من قصدم خواننده شدن نبود. روی علاقه‌ی خودم و سفارش استادانم، چون ناصر سیف گاهی می‌خواندم. تا سی‌سالگی شروع نکردم. وقتی‌که با خانواده‌ی کلنل وزیری وصلت کردم، او مرا به موسیقی کشاند!"  اما کسی که استعداد بنان را شناخت، روح‌الله_خالقی بود. خالقی درباره‌ی نخستین دیدارش با بنان می‌گوید که وقتی که او را دیده و از او خواسته تا قطعه‌ای را بخواند، آن‌قدر به وجد آمده که بی‌اختیار برخاسته و  بنان را در آغوش گرفته است. از ماندگارترین ترانه‌های بنان می‌توان به "آذربایجان" در دستگاه شور، "آمدی جانم به قربانت" در بوسلیک، "الهه ناز" در دشتی، "بهار دلنشین" در آواز اصفهان، "بوی جوی مولیان" در آواز اصفهان، تصنیف "توشه عمر" در دستگاه همایون، "یار رمیده"، "می‌ناب"، "خاموش"، "مراعاشقی شیدا"، "من از روز ازل"، "نوای نی" و سرود همیشه جاوید "ای ایران" در دشتی اشاره کرد. بنان "کاروان" و "حالا چرا" را بهترین اثر خود می شناخت. غلامحسین_بنان زاده‌ی ۱۲۹۰ درگذشته‌ی_۸_اسفند_۱۳۶۴

Please read ALT

27.02.2026 04:01 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
الیزابت تیلور در ایران هنرپیشه‌ای شناخته شده است؛ البته برای میانسالان و سالخوردگان! غالب علاقمندان سینما الیزابت تیلور را با گربه_روی_شیروانی_داغ و کلئوپاترا خوب به خاطر دارند.

 دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی دهه‌ی اوج الیزابت تیلور و ستاره‌های سینمای هالیوود بود. الیزابت تیلور تا پایان عمر چهره‌ای مشهور باقی ماند و در سال ۱۹۹۹ بنیاد فیلم آمریکا او را به عنوان هفتمین زن افسانه‌ای سینما نامگذاری کرد. 

الیزابت_تیلور 
زاده‌ی_۲۷_فوریه_۱۹۳۲ 
درگذشته‌ی ۲۰۱۱

الیزابت تیلور در ایران هنرپیشه‌ای شناخته شده است؛ البته برای میانسالان و سالخوردگان! غالب علاقمندان سینما الیزابت تیلور را با گربه_روی_شیروانی_داغ و کلئوپاترا خوب به خاطر دارند. دهه‌های ۵۰ و ۶۰ میلادی دهه‌ی اوج الیزابت تیلور و ستاره‌های سینمای هالیوود بود. الیزابت تیلور تا پایان عمر چهره‌ای مشهور باقی ماند و در سال ۱۹۹۹ بنیاد فیلم آمریکا او را به عنوان هفتمین زن افسانه‌ای سینما نامگذاری کرد. الیزابت_تیلور زاده‌ی_۲۷_فوریه_۱۹۳۲ درگذشته‌ی ۲۰۱۱

Please read ALT

27.02.2026 04:00 — 👍 9    🔁 0    💬 0    📌 0
جوآن وودوارد هنرپیشه‌ی تلویزیون و سینمای آمریکا است که جوایزی بسیار کسب کرده‌است، اما شهرت او بیشتر به دلیل پایداری و وفاداری در ازدواج است که در هالیوود و اساساً در سینما امری نادر است.

وی پس از همبازی شدن با پل_نیومن، یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های سینمای هالیوود، در سال ۱۹۵۸ با او ازدواج کرد و این پیوند ۵۰ سال، تا هنگام مرگ نیومن در سال ۲۰۰۸، ادامه یافت.

جوآن_وودوارد 
زاده‌ی_۲۷_فوریه_۱۹۳۰

جوآن وودوارد هنرپیشه‌ی تلویزیون و سینمای آمریکا است که جوایزی بسیار کسب کرده‌است، اما شهرت او بیشتر به دلیل پایداری و وفاداری در ازدواج است که در هالیوود و اساساً در سینما امری نادر است. وی پس از همبازی شدن با پل_نیومن، یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های سینمای هالیوود، در سال ۱۹۵۸ با او ازدواج کرد و این پیوند ۵۰ سال، تا هنگام مرگ نیومن در سال ۲۰۰۸، ادامه یافت. جوآن_وودوارد زاده‌ی_۲۷_فوریه_۱۹۳۰

Please read ALT

27.02.2026 03:59 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
علی اکبر دهخدا را بیشتر به عنوان نخستین فرهنگ نویس فارسی و پدر فرهنگ نویسی می‌شناسیم. اما دهخدا ویژگی مهم دیگری هم دارد و آن، روزنامه نویسی و آغازگر طنز سیاسی و اجتماعی است. دهخدا در آغاز هر شماره‌ی  روزنامه‌ی صوراسرافیل مقاله‌ای در زمینه‌ی مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان روزنامه هم مقاله‌ای با عنوان چرند_و_پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتبی تازه را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدیدآورد.

مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه‌ی دهخدا است؛ خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه دهخدا. البته دهخدا در اصل به معنی کدخدا و بزرگ ده است.

چرند_و_پرند های دهخدا بعدها به کتابی به همین نام بدل شد که بارها تجدید چاپ شده و هنوز هم الگوی طنز سیاسی- اجتماعی است.

علی‌اکبر_دهخدا
زاده‌ی ۱۲۵۷
درگذشته‌ی_۷_اسفند_۱۳۳۴

علی اکبر دهخدا را بیشتر به عنوان نخستین فرهنگ نویس فارسی و پدر فرهنگ نویسی می‌شناسیم. اما دهخدا ویژگی مهم دیگری هم دارد و آن، روزنامه نویسی و آغازگر طنز سیاسی و اجتماعی است. دهخدا در آغاز هر شماره‌ی  روزنامه‌ی صوراسرافیل مقاله‌ای در زمینه‌ی مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و در پایان روزنامه هم مقاله‌ای با عنوان چرند_و_پرند با نام مستعار می‌نوشت. سبک نگارش این مقالات در ادبیات فارسی بی‌سابقه بود و مکتبی تازه را در روزنامه‌نگاری ایران و نثر فارسی معاصر پدیدآورد. مهم‌ترین نام مستعار میرزا علی‌اکبر خان قزوینی در چرند و پرندش دخو بود. دخو مخفف کلمه‌ی دهخدا است؛ خطابی برای مردم ساده‌دل در قزوین، زادگاه دهخدا. البته دهخدا در اصل به معنی کدخدا و بزرگ ده است. چرند_و_پرند های دهخدا بعدها به کتابی به همین نام بدل شد که بارها تجدید چاپ شده و هنوز هم الگوی طنز سیاسی- اجتماعی است. علی‌اکبر_دهخدا زاده‌ی ۱۲۵۷ درگذشته‌ی_۷_اسفند_۱۳۳۴

Please read ALT

26.02.2026 07:58 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
ویکتور هوگو در ایران داستان‌نویسی شناخته شده است و بیشتر  اهل کتاب بینوایان و گوژپشت_نوتردام او را خوانده‌اند یا فیلم سینمایی‌شان را دیده‌اند. از دیگر آثار او که به فارسی ترجمه شده‌، مردی_که_می‌خندد و آخرین_روز_یک_محکوم است.
 
ویکتور هوگو در جوانی سلطنت طلب بود اما با گذشت زمان دیدگاهش تغییر یافت  به جمهوری‌خواهی گرایش پیدا کرد و تا پایان عمر با حکومت مطلقه مخالف بود. ویکتور هوگو در ۸۳ سالگی درگذشت و تشییع جنازه‌ی او که بیش از ۲ میلیون نفر در آن شرکت کرده بودند از جمله بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ فرانسه است. 

ویکتور_هوگو 
زاده‌ی_۲۶_فوریه_۱۸۰۲ 
درگذشته‌ی ۱۸۸۵

ویکتور هوگو در ایران داستان‌نویسی شناخته شده است و بیشتر اهل کتاب بینوایان و گوژپشت_نوتردام او را خوانده‌اند یا فیلم سینمایی‌شان را دیده‌اند. از دیگر آثار او که به فارسی ترجمه شده‌، مردی_که_می‌خندد و آخرین_روز_یک_محکوم است. ویکتور هوگو در جوانی سلطنت طلب بود اما با گذشت زمان دیدگاهش تغییر یافت به جمهوری‌خواهی گرایش پیدا کرد و تا پایان عمر با حکومت مطلقه مخالف بود. ویکتور هوگو در ۸۳ سالگی درگذشت و تشییع جنازه‌ی او که بیش از ۲ میلیون نفر در آن شرکت کرده بودند از جمله بزرگترین مراسم تشییع در تاریخ فرانسه است. ویکتور_هوگو زاده‌ی_۲۶_فوریه_۱۸۰۲ درگذشته‌ی ۱۸۸۵

د«کلیسا بود که پرینلی را به خاطر این سخن که: "ستارگان از جای خود نمی‌افتند!" با ضربات شلاق مجروح کرده، کامپانلا را به خاطر آن که از وجود دنیاهای بیشمار دم زده بود، به جرم دخالت در امر آفرینش بیست و هفت بار به زندان و شکنجه محکوم کرد. گالیله را به خاطر اعتقادش به گردش زمین به زندان افکند، کریستف کلمب را به خاطر کشف سرزمینی که در تورات ذکر نشده بود زندانی ساخت و پاسکال را به نام مبانی مذهب، مونتنی را به نام مبانی اخلاق و مولیر را به نام مبانی مذهب و اخلاق تکفیر کرد.»
[درباره‌ی پیشینه‌ی کلیسا و مخالفت با حق دخالت آن در آموزش و پرورش فرانسه، ۱۸۵۰ میلادی]

ویکتور_هوگو
زاده‌ی_۲۶_فوریه_۱۸۰۲
درگذشته‌ی ۱۸۸۵

د«کلیسا بود که پرینلی را به خاطر این سخن که: "ستارگان از جای خود نمی‌افتند!" با ضربات شلاق مجروح کرده، کامپانلا را به خاطر آن که از وجود دنیاهای بیشمار دم زده بود، به جرم دخالت در امر آفرینش بیست و هفت بار به زندان و شکنجه محکوم کرد. گالیله را به خاطر اعتقادش به گردش زمین به زندان افکند، کریستف کلمب را به خاطر کشف سرزمینی که در تورات ذکر نشده بود زندانی ساخت و پاسکال را به نام مبانی مذهب، مونتنی را به نام مبانی اخلاق و مولیر را به نام مبانی مذهب و اخلاق تکفیر کرد.» [درباره‌ی پیشینه‌ی کلیسا و مخالفت با حق دخالت آن در آموزش و پرورش فرانسه، ۱۸۵۰ میلادی] ویکتور_هوگو زاده‌ی_۲۶_فوریه_۱۸۰۲ درگذشته‌ی ۱۸۸۵

Please read ALT

26.02.2026 07:56 — 👍 4    🔁 0    💬 0    📌 0
فرخ غفاری مورخ و  منتقدسینما، کارگردان و پایه‌گذار کانون فیلم و فیلم‌خانه ملی ایران و از پیشگامان سینمایی است که گاه "موج نو" خوانده می‌شود. شب_قوزی، جنوب_شهر و زنبورک... از جمله آثار مطرح اوست. 
 در سال ۱۳۴۳ شب_قوزی را با بازی پری_صابری با اقتباس یکی از داستانهای هزار و یک شب و در اوج تنگدستی ساخت. تیزبینی اش در امروزی کردن داستان هزار و یکشب سبب شد که تماشاگر با فیلم رابطه‌ی خوبی برقرار کند. شب قوزی در ایران و خارج از ایران و در سینما تک فرانسه، جشنواره‌ی جهانی فیلم تهران، جشنواره‌ی لوکارنو ۱۹۶۵، سینماتک‌های انگلیس، بلژیک و سوئیس به نمایش درآمد و تحسین بسیاری را برانگیخت. مجله ورایتی غفاری را ستود و ژرژ_سادول؛ منتقد نامدار فرانسوی نوشت: 
«شب قوزی یک کمدی پرنشاط و به منزله کشف یک سینمای نوین است.»
#هژیر_داریوش، منتقد ایرانی نیز در وصفش چنین نوشت: 
«با شکیبایی بی‌حد منتظر اولین فیلم طویل ایران شدیم و حالا در مقابل شب قوزی اثر فرخ غفاری  اعلام می‌کنیم که سینمای ایران شروع شد؛ اما آنچه مهمتر است، آنچه بیشتر خوشحالمان می‌کند این است که این شروع خوبی است.»

فرخ_غفاری
زاده‌ی_۷_اسفند_۱۳۰۰
درگذشته‌ی ۱۳۸۵

فرخ غفاری مورخ و منتقدسینما، کارگردان و پایه‌گذار کانون فیلم و فیلم‌خانه ملی ایران و از پیشگامان سینمایی است که گاه "موج نو" خوانده می‌شود. شب_قوزی، جنوب_شهر و زنبورک... از جمله آثار مطرح اوست. در سال ۱۳۴۳ شب_قوزی را با بازی پری_صابری با اقتباس یکی از داستانهای هزار و یک شب و در اوج تنگدستی ساخت. تیزبینی اش در امروزی کردن داستان هزار و یکشب سبب شد که تماشاگر با فیلم رابطه‌ی خوبی برقرار کند. شب قوزی در ایران و خارج از ایران و در سینما تک فرانسه، جشنواره‌ی جهانی فیلم تهران، جشنواره‌ی لوکارنو ۱۹۶۵، سینماتک‌های انگلیس، بلژیک و سوئیس به نمایش درآمد و تحسین بسیاری را برانگیخت. مجله ورایتی غفاری را ستود و ژرژ_سادول؛ منتقد نامدار فرانسوی نوشت: «شب قوزی یک کمدی پرنشاط و به منزله کشف یک سینمای نوین است.» #هژیر_داریوش، منتقد ایرانی نیز در وصفش چنین نوشت: «با شکیبایی بی‌حد منتظر اولین فیلم طویل ایران شدیم و حالا در مقابل شب قوزی اثر فرخ غفاری اعلام می‌کنیم که سینمای ایران شروع شد؛ اما آنچه مهمتر است، آنچه بیشتر خوشحالمان می‌کند این است که این شروع خوبی است.» فرخ_غفاری زاده‌ی_۷_اسفند_۱۳۰۰ درگذشته‌ی ۱۳۸۵

26.02.2026 07:55 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0
تنسی ویلیامز نویسنده و نمایشنامه نویس امریکایی بیش از هر چیز به خاطر فیلمنامه‌هایش مشهور است. فیلمنامه‌های او که به فیلم‌هایی مشهور تبدیل شده است، طرفدارانی بسیار دارد؛ از آن جمله می‌توان به اتوبوسی_به_نام_هوس،  گربه_روی_شیروانی_داغ و باغ_وحش_شیشه‌ای اشاره کرد که به فیلم‌هایی پرطرفدار، از جمله در ایران، تبدیل شده‌اند.

پس از درگذشت تنسی ویلیامز به افتخار او تئاتری را در فلوریدا نامگذاری کردند.
در سال ۱۹۸۴، تمبری هم به افتخار او در آمریکا چاپ شد

تنسی_ویلیامز 
زاده‌ی ۱۹۱۱
درگذشته‌ی_۲۵_فوریه_۱۹۸۳

تنسی ویلیامز نویسنده و نمایشنامه نویس امریکایی بیش از هر چیز به خاطر فیلمنامه‌هایش مشهور است. فیلمنامه‌های او که به فیلم‌هایی مشهور تبدیل شده است، طرفدارانی بسیار دارد؛ از آن جمله می‌توان به اتوبوسی_به_نام_هوس، گربه_روی_شیروانی_داغ و باغ_وحش_شیشه‌ای اشاره کرد که به فیلم‌هایی پرطرفدار، از جمله در ایران، تبدیل شده‌اند. پس از درگذشت تنسی ویلیامز به افتخار او تئاتری را در فلوریدا نامگذاری کردند. در سال ۱۹۸۴، تمبری هم به افتخار او در آمریکا چاپ شد تنسی_ویلیامز زاده‌ی ۱۹۱۱ درگذشته‌ی_۲۵_فوریه_۱۹۸۳

Please read ALT

25.02.2026 03:26 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0
مصاحبه‌گر:اغلب نویسندگانِ در تبعید از جراحت حرف می‌زنند... 
 _به نظرم بی‌دلیل نیست. همین جراحت است که گذر به نوشتن را هموار می‌کند. مرکّب خون از زخم بیرون می‌جهد. منظورم از زخمی هویّتی است، احساس دردناکِ در جایگاه خود نبودن، نه در جایی که آن‌جا متولد شده‌ای و نه در هیچ جای دیگر. اما گمان نمی‌کنم که این احساس منحصر به نویسندگان در تبعید باشد. در این مقوله، دست کم، باید همه‌ی آن‌هایی را گنجانید که در کشورشان، در خانه‌شان و در تن و جان‌شان تبعید شده‌اند. زخم باطنی برحسب اشخاص خاستگاه‌های گوناگونی دارد: رنگ پوست، ملیّت، دین، وضعیت اجتماعی، روابط خانوادگی، جنسیّت و… برای من خاستگاه این جراحت، نخست مربوط به احساسی است که از دوران کودکی‌ام دارم، احساسی چاره‌ناپذیر بیگانه‌بودن، هرجا که باشم؛ و از آن جا منبع این خشم که بخواهم دنیا سر به سر از بیگانگان و از اقلیّت‌ها ساخته شده باشد...
 [مصاحبه امین معلوف نویسنده‌ی فرانسوی لبنانی الاصل با اِگی_وُلرانی، ۲۳ ژوئن ۲۰۱۱]

امین_معلوف
زاده‌ی_۲۵_فوریه_۱۹۴۹

مصاحبه‌گر:اغلب نویسندگانِ در تبعید از جراحت حرف می‌زنند... _به نظرم بی‌دلیل نیست. همین جراحت است که گذر به نوشتن را هموار می‌کند. مرکّب خون از زخم بیرون می‌جهد. منظورم از زخمی هویّتی است، احساس دردناکِ در جایگاه خود نبودن، نه در جایی که آن‌جا متولد شده‌ای و نه در هیچ جای دیگر. اما گمان نمی‌کنم که این احساس منحصر به نویسندگان در تبعید باشد. در این مقوله، دست کم، باید همه‌ی آن‌هایی را گنجانید که در کشورشان، در خانه‌شان و در تن و جان‌شان تبعید شده‌اند. زخم باطنی برحسب اشخاص خاستگاه‌های گوناگونی دارد: رنگ پوست، ملیّت، دین، وضعیت اجتماعی، روابط خانوادگی، جنسیّت و… برای من خاستگاه این جراحت، نخست مربوط به احساسی است که از دوران کودکی‌ام دارم، احساسی چاره‌ناپذیر بیگانه‌بودن، هرجا که باشم؛ و از آن جا منبع این خشم که بخواهم دنیا سر به سر از بیگانگان و از اقلیّت‌ها ساخته شده باشد... [مصاحبه امین معلوف نویسنده‌ی فرانسوی لبنانی الاصل با اِگی_وُلرانی، ۲۳ ژوئن ۲۰۱۱] امین_معلوف زاده‌ی_۲۵_فوریه_۱۹۴۹

Please read ALT

25.02.2026 03:25 — 👍 6    🔁 0    💬 0    📌 0
پیر اگوست رنوار را علاقمندان هنر نقاشی خوب می شناسند و عکس یا باسمه‌ی آثار او در بسیاری از خانه‌ها موجود است؛ البته گاه بی‌آنکه بداند نقاش این تابلو اثر کیست. 

درباره‌ی رنوار و تاثیر او بر نقاشی در کل و مکتب امپرسیونیسم در  کتاب‌ها و فضای مجازی بسیار می‌توان یافت، فقط این را بدانیم که او نخست نگهبان موزه‌ی لوور پاریس بود و پس از آشنایی با نقاشان مشهور امپرسیونیست و شرکت در نمایشگاه آنان به همراه کلود_مونه، که با او دوستی و همکاری یافت، توانست خود را به عنوان نقاشی هنرمند معرفی کند. در پایان اضافه کنم که پسر رنوار #ژان_رنوار فیلمسازی برجسته بود.

پیر_اگوست_رنوار 
زاده‌ی_۲۵_فوریه_۱۸۴۱ 
درگذشته‌ی ۱۹۱۹

پیر اگوست رنوار را علاقمندان هنر نقاشی خوب می شناسند و عکس یا باسمه‌ی آثار او در بسیاری از خانه‌ها موجود است؛ البته گاه بی‌آنکه بداند نقاش این تابلو اثر کیست. درباره‌ی رنوار و تاثیر او بر نقاشی در کل و مکتب امپرسیونیسم در کتاب‌ها و فضای مجازی بسیار می‌توان یافت، فقط این را بدانیم که او نخست نگهبان موزه‌ی لوور پاریس بود و پس از آشنایی با نقاشان مشهور امپرسیونیست و شرکت در نمایشگاه آنان به همراه کلود_مونه، که با او دوستی و همکاری یافت، توانست خود را به عنوان نقاشی هنرمند معرفی کند. در پایان اضافه کنم که پسر رنوار #ژان_رنوار فیلمسازی برجسته بود. پیر_اگوست_رنوار زاده‌ی_۲۵_فوریه_۱۸۴۱ درگذشته‌ی ۱۹۱۹

Please read ALT

25.02.2026 03:24 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
تو زندان، یک پاسداری برای من شعر گفت:
 غصه نخور شاعرم آخر من آزادت کنم/ وارد خانه‌ات کنم/ در باغ و بُستانت کنم. من بغض کردم و گفتم این را برای من بنویس. دیدم رفت ته بند یک میز جور کرد و شنیدم که یکی دارد می‌گوید و  یکی دارد می‌نویسد. بعد از یک دفتری از ته، نوشته را کنده بود. با خط کج و کوله... 
یک روز هم آمد به من گفت این شعر را برای من درست کنید. یک چیزی بود مثل دوبیتی، وزن و قافیه نداشت. دوبیتی این بود که: گل من، همه گل را در باغ و بستان جستجو می‌کنند/ گل من، من تو را در خاک جستجو می‌کنم. من خیلی متاثر شدم، فهمیدم برای پسرش گفته که شهید شده. من دو تا دوبیتی برایش ساختم از همان و در همان مضمون و تنها شعری است که یادم رفت و به خاطرم نمانده. ولی یادم می‌آید که به سیری گریه کردم وقتی داشتم آن دوبیتی‌ها را می‌نوشتم...
[گفتگو با مهرنامه، مهرماه ۱۳۹۲]

هوشنگ_ابتهاج (ه. الف. سایه)
زاده‌ی_۶_اسفند_۱۳۰۶
درگذشته‌ی ۱۴۰۱

تو زندان، یک پاسداری برای من شعر گفت: غصه نخور شاعرم آخر من آزادت کنم/ وارد خانه‌ات کنم/ در باغ و بُستانت کنم. من بغض کردم و گفتم این را برای من بنویس. دیدم رفت ته بند یک میز جور کرد و شنیدم که یکی دارد می‌گوید و یکی دارد می‌نویسد. بعد از یک دفتری از ته، نوشته را کنده بود. با خط کج و کوله... یک روز هم آمد به من گفت این شعر را برای من درست کنید. یک چیزی بود مثل دوبیتی، وزن و قافیه نداشت. دوبیتی این بود که: گل من، همه گل را در باغ و بستان جستجو می‌کنند/ گل من، من تو را در خاک جستجو می‌کنم. من خیلی متاثر شدم، فهمیدم برای پسرش گفته که شهید شده. من دو تا دوبیتی برایش ساختم از همان و در همان مضمون و تنها شعری است که یادم رفت و به خاطرم نمانده. ولی یادم می‌آید که به سیری گریه کردم وقتی داشتم آن دوبیتی‌ها را می‌نوشتم... [گفتگو با مهرنامه، مهرماه ۱۳۹۲] هوشنگ_ابتهاج (ه. الف. سایه) زاده‌ی_۶_اسفند_۱۳۰۶ درگذشته‌ی ۱۴۰۱

در انتهای یکی از آخرین گفت و گوها با سایه، مجری از او خواست شعری به انتخاب خودش برای مخاطبان بخواند و سایه این شعر کوتاه را خواند. همین! 


نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه می رسی

خیالِ دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام درین امید پیر شد
نیامدی و
دیر شد .

هوشنگ_ابتهاج
زاده‌ی_۶_اسفند_۱۳۰۶
درگذشته‌ی ۱۹ مرداد ۱۴۰۱

در انتهای یکی از آخرین گفت و گوها با سایه، مجری از او خواست شعری به انتخاب خودش برای مخاطبان بخواند و سایه این شعر کوتاه را خواند. همین! نشسته ام به در نگاه می کنم دریچه آه می کشد تو از کدام راه می رسی خیالِ دیدنت چه دلپذیر بود جوانی ام درین امید پیر شد نیامدی و دیر شد . هوشنگ_ابتهاج زاده‌ی_۶_اسفند_۱۳۰۶ درگذشته‌ی ۱۹ مرداد ۱۴۰۱

Please read ALT

25.02.2026 03:23 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
شغل شما بخش عمده‌ای از زندگیتان را تشکیل می‌دهد، پس تنها راهی که از این بخش احساس رضایت خواهید کرد این است که باور داشته باشید در حال انجام کاری بزرگ هستید. بهترین راه برای انجام یک کار بزرگ نیز «لذت بردن» از آن کار است. اگر نمی دانید چه باید انجام دهید عجله نکنید و سعی کنید نخست راه خود را بیابید.
با پیدا کردن راه درست ،مانند رابطه‌ای خوب، با گذشت سال ها هر روز همه چیز بهتر و بهتر می شود و همواره رو به جلو پیش خواهید رفت. بنابراین «به دنبال آن چیزی بگردید که قلباً شما را راضی می کند.» عجله  نکنید!

استیو_جابز
زاده‌ی_۲۴_فوریه_۱۹۵۵
درگذشته‌ی ۲۰۱۱

شغل شما بخش عمده‌ای از زندگیتان را تشکیل می‌دهد، پس تنها راهی که از این بخش احساس رضایت خواهید کرد این است که باور داشته باشید در حال انجام کاری بزرگ هستید. بهترین راه برای انجام یک کار بزرگ نیز «لذت بردن» از آن کار است. اگر نمی دانید چه باید انجام دهید عجله نکنید و سعی کنید نخست راه خود را بیابید. با پیدا کردن راه درست ،مانند رابطه‌ای خوب، با گذشت سال ها هر روز همه چیز بهتر و بهتر می شود و همواره رو به جلو پیش خواهید رفت. بنابراین «به دنبال آن چیزی بگردید که قلباً شما را راضی می کند.» عجله  نکنید! استیو_جابز زاده‌ی_۲۴_فوریه_۱۹۵۵ درگذشته‌ی ۲۰۱۱

در سال ۱۹۷۶، استیو جابز ۲۱ ساله با دوستش استیو وازنیک ۲۶ ساله، شرکت اپل را تأسیس کردند. نخستین رایانه‌ی شخصی‌ای که شرکت اپل به بازار معرفی کرد، اپل I نام داشت. یک سال پس از آن در سال ۱۹۷۷ اپل II نیز راهی بازار شد. در سال ۱۹۸۵ جابز اپل را ترک و  شرکت نکست را تأسیس کرد. از مهم‌ترین محصولات شرکت نکست می‌توان به نکست کامپیوتر اشاره کرد که بعدها میزبان نخستین مرورگر وب شد. در سال ۱۹۹۶ شرکت اپل، شرکت نکست را خرید و به این ترتیب استیو جابز به اپل بازگشت. از اتفاقات مهم پس از این در اپل می‌توان به معرفی آی‌پاد در سال ۲۰۰۱ و معرفی آی‌فون و آی‌پد به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰ اشاره کرد.

جابز در سال ۱۹۸۶ یک گروه گرافیکی را از بخش گرافیک کامپیوتر لوکاس_فیلم خرید. پس از خرید این بخش، شرکت پیکسار متولد شد. در اکتبر ۲۰۰۳ سرطان لوزالمعده جابز تشخیص داده شد و در اوت ۲۰۱۱، او از سمت مدیرعاملی اپل استعفا داد.
جابز در نهایت بر اثر عوارض ناشی از سرطان لوزالمعده، در چهارشنبه ۵ اکتبر ۲۰۱۱ در سن ۵۶ سالگی درگذشت

استیو_جابز
زاده‌ی_۲۴_فوریه_۱۹۵۵
درگذشته‌ی ۲۰۱۱

در سال ۱۹۷۶، استیو جابز ۲۱ ساله با دوستش استیو وازنیک ۲۶ ساله، شرکت اپل را تأسیس کردند. نخستین رایانه‌ی شخصی‌ای که شرکت اپل به بازار معرفی کرد، اپل I نام داشت. یک سال پس از آن در سال ۱۹۷۷ اپل II نیز راهی بازار شد. در سال ۱۹۸۵ جابز اپل را ترک و شرکت نکست را تأسیس کرد. از مهم‌ترین محصولات شرکت نکست می‌توان به نکست کامپیوتر اشاره کرد که بعدها میزبان نخستین مرورگر وب شد. در سال ۱۹۹۶ شرکت اپل، شرکت نکست را خرید و به این ترتیب استیو جابز به اپل بازگشت. از اتفاقات مهم پس از این در اپل می‌توان به معرفی آی‌پاد در سال ۲۰۰۱ و معرفی آی‌فون و آی‌پد به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰ اشاره کرد. جابز در سال ۱۹۸۶ یک گروه گرافیکی را از بخش گرافیک کامپیوتر لوکاس_فیلم خرید. پس از خرید این بخش، شرکت پیکسار متولد شد. در اکتبر ۲۰۰۳ سرطان لوزالمعده جابز تشخیص داده شد و در اوت ۲۰۱۱، او از سمت مدیرعاملی اپل استعفا داد. جابز در نهایت بر اثر عوارض ناشی از سرطان لوزالمعده، در چهارشنبه ۵ اکتبر ۲۰۱۱ در سن ۵۶ سالگی درگذشت استیو_جابز زاده‌ی_۲۴_فوریه_۱۹۵۵ درگذشته‌ی ۲۰۱۱

Please read ALT

24.02.2026 04:36 — 👍 9    🔁 0    💬 0    📌 0
اگر سیاوش کسرایی فقط منظومه‌ی آرش_کمانگیر را سروده بود، همین کافی بود تا نامش جاودانه شود. دشوار بتوان ایرانی آشنا با شعر و ادب را یافت که "آری آری زندگی زیباست..." را نشنیده و زمزمه نکرده باشد. 

کَسرائی دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، فعال سیاسی،از بنیان‌گذاران انجمن های گوناگون ادبی و از جمله بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود. سالیانی دراز در حزب توده ایران فعالیت داشت که به زندان در رژیم پهلوی، مهاجرت به شوروی و به حکایت آخرین گفته هایش به تلخ کامی و ناامیدی انجامید.

سیاوش کسرائی از زمره‌ی آخرین نسل مهاجران ایرانی به اتحاد جماهیر شوروی بود. او از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ در شوروی زندگی کرد و به گفته‌ی خودش رنج کشید. تجربه‌ی رنج زندگی در غربت، آن هم غربتی از آن دست، را در سروده‌ی دلم_هوای_آفتاب_می‌کند توصیف کرده‌است.

سیاوش_کسرایی
زاده‌ی_۵_اسفند_۱۳۰۵
درگذشته‌ی ۱۳۷۶

اگر سیاوش کسرایی فقط منظومه‌ی آرش_کمانگیر را سروده بود، همین کافی بود تا نامش جاودانه شود. دشوار بتوان ایرانی آشنا با شعر و ادب را یافت که "آری آری زندگی زیباست..." را نشنیده و زمزمه نکرده باشد. کَسرائی دانش‌آموخته‌ی دانشکده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، فعال سیاسی،از بنیان‌گذاران انجمن های گوناگون ادبی و از جمله بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران بود. سالیانی دراز در حزب توده ایران فعالیت داشت که به زندان در رژیم پهلوی، مهاجرت به شوروی و به حکایت آخرین گفته هایش به تلخ کامی و ناامیدی انجامید. سیاوش کسرائی از زمره‌ی آخرین نسل مهاجران ایرانی به اتحاد جماهیر شوروی بود. او از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ در شوروی زندگی کرد و به گفته‌ی خودش رنج کشید. تجربه‌ی رنج زندگی در غربت، آن هم غربتی از آن دست، را در سروده‌ی دلم_هوای_آفتاب_می‌کند توصیف کرده‌است. سیاوش_کسرایی زاده‌ی_۵_اسفند_۱۳۰۵ درگذشته‌ی ۱۳۷۶

Please read ALT

24.02.2026 04:34 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0
پرویز شاپور به دو دلیل مشهور است: فروغ_فرخزاد و کاریکلماتور.
پرویز شاپور پسرخاله و عاشق فروغ بود. با او ازدواج کرد. اما زندگی مشترکشان طولی نکشید. شاپور هم طنزنویسی با قریحه بود و هم کارتونیستی خلاق و از تلفیق این دو،‌ سبکی از نوشتن را آفرید که دوست صمیمی‌اش احمد_شاملو نامش را کاریکلماتور گذاشت.  این هم نمونه هائی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور:

برای گربه تحقیرآمیز است که با مرگ موش خودکشی کند.

به محض اینکه چشمم به عزرائیل افتاد خودم را به مردن زدم.

آرزو می‌کنم برخی افراد همیشه مشغول خوردن باشند تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند.

سیاه‌پوستان هرگز در مقام تعارف به کسی نمی‌گویند «روی من سیاه».

صاحبان چشم‌های عسلی نگاه‌های شیرینی دارند.

پرویز_شاپور
زاده‌ی_۵_اسفند_۱۳۰۲
درگذشته‌ی ۱۳۷۸

پرویز شاپور به دو دلیل مشهور است: فروغ_فرخزاد و کاریکلماتور. پرویز شاپور پسرخاله و عاشق فروغ بود. با او ازدواج کرد. اما زندگی مشترکشان طولی نکشید. شاپور هم طنزنویسی با قریحه بود و هم کارتونیستی خلاق و از تلفیق این دو،‌ سبکی از نوشتن را آفرید که دوست صمیمی‌اش احمد_شاملو نامش را کاریکلماتور گذاشت.  این هم نمونه هائی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور: برای گربه تحقیرآمیز است که با مرگ موش خودکشی کند. به محض اینکه چشمم به عزرائیل افتاد خودم را به مردن زدم. آرزو می‌کنم برخی افراد همیشه مشغول خوردن باشند تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند. سیاه‌پوستان هرگز در مقام تعارف به کسی نمی‌گویند «روی من سیاه». صاحبان چشم‌های عسلی نگاه‌های شیرینی دارند. پرویز_شاپور زاده‌ی_۵_اسفند_۱۳۰۲ درگذشته‌ی ۱۳۷۸

متشکرم که تشریف آوردید. ببخشید که نمی‌توانم جلوی پایتان بلند شوم!

نوشته‌‌ی سنگِ مزارِ پرویز شاپور

24.02.2026 04:32 — 👍 12    🔁 0    💬 0    📌 0
Post image

طفلی به نام شادی
دیری است گم شده است
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند - به بالای آرزو -
هرکس از او نشانی دارد
ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر

محمدرضا شفیعی کدکنی

23.02.2026 09:52 — 👍 10    🔁 0    💬 0    📌 0
در سال ۱۹۳۳ فصلی سیاه و تاریک در تاریخ آلمان آغاز شد. نازی‌ها به قدرت رسیدند و به دنبال آن کتابهای اریش کستنر را نیز در ردیف نوشته‌هایی گذاشتند که باید نابود می‌شد.
اریش کستنر در ماه مه همان سال شاهد کتاب‌سوزان بزرگ رژیم نازی‌ها بود. او به چشم خود دید که کتاب‌هایش همراه با آثاری از هاینریش و توماس‌ مان، همینگوی و جویس به آتش سپرده می شود.

اریش کستنر به‌ جرم(!) صلح‌دوستی از انتشار آثار خود محروم شد. در این میان نازی‌ها دو بار او را دستگیر کردند، حساب بانکی‌اش را بستند و فشارهای زیادی بر او وارد آوردند تا او را وادار به تسلیم کنند.
آشنایان و دوستانش اصرار می‌کردند برلین را ترک کند، اما کستنر می‌خواست همچنان در برلین بماند تا شاهد و راوی بیدادگری‌ها باشد.

اریش کستنر شاعر و نویسنده‌ی کودکان است و در آثار اوعناصری از زندگی خودش نیز نهفته است. امیل و آنتون دو قهرمان داستان‌های او سیمایی از خود او را بازتاب می‌دهند.
بسیاری از آثار این نویسنده‌ی صلح دوست و خشونت پرهیز  به فارسی ترجمه شده‌اند، از جمله امیل و کارآگاهان، فابیان و سه نفر در برف با ترجمه‌ی سروش_حبیبی.

اریش_کستنر
زاده‌ی_۲۳_فوریه_۱۸۹۹
درگذشته‌ی ۱۹۷۴

در سال ۱۹۳۳ فصلی سیاه و تاریک در تاریخ آلمان آغاز شد. نازی‌ها به قدرت رسیدند و به دنبال آن کتابهای اریش کستنر را نیز در ردیف نوشته‌هایی گذاشتند که باید نابود می‌شد. اریش کستنر در ماه مه همان سال شاهد کتاب‌سوزان بزرگ رژیم نازی‌ها بود. او به چشم خود دید که کتاب‌هایش همراه با آثاری از هاینریش و توماس‌ مان، همینگوی و جویس به آتش سپرده می شود. اریش کستنر به‌ جرم(!) صلح‌دوستی از انتشار آثار خود محروم شد. در این میان نازی‌ها دو بار او را دستگیر کردند، حساب بانکی‌اش را بستند و فشارهای زیادی بر او وارد آوردند تا او را وادار به تسلیم کنند. آشنایان و دوستانش اصرار می‌کردند برلین را ترک کند، اما کستنر می‌خواست همچنان در برلین بماند تا شاهد و راوی بیدادگری‌ها باشد. اریش کستنر شاعر و نویسنده‌ی کودکان است و در آثار اوعناصری از زندگی خودش نیز نهفته است. امیل و آنتون دو قهرمان داستان‌های او سیمایی از خود او را بازتاب می‌دهند. بسیاری از آثار این نویسنده‌ی صلح دوست و خشونت پرهیز به فارسی ترجمه شده‌اند، از جمله امیل و کارآگاهان، فابیان و سه نفر در برف با ترجمه‌ی سروش_حبیبی. اریش_کستنر زاده‌ی_۲۳_فوریه_۱۸۹۹ درگذشته‌ی ۱۹۷۴

Please read ALT

23.02.2026 09:50 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0
کارل یاسپرس نخست حقوق خواند و سپس به تحصیل در رشته‌ی پزشکی پرداخت. عاقبت در سال ۱۹۰۹ دکترای خود را در روان پزشکی گرفت و در سال ۱۹۱۳ پیش از آغاز جنگ جهانی نخست استادیار روان‌پزشکی دانشگاه هایدلبرگ و در سال ۱۹۲۱ استاد دانشگاه شد. از سال ۱۹۳۰ میلادی به تدریس فلسفه پرداخت و پس از چندی به‌خاطر مخالفت با فاشیسم از کار برکنار شد. پس از شکست نازیسم، دوباره استادی به او واگذار شد. در همین دوران بود که افکار کی‌یرکگور فیلسوف اگزیستانسیالیست را تفسیر می‌کرد.

پاره‌ای از شهرت یاسپرس به‌خاطر کتاب‌هایی است که درباره‌ی فلاسفه و اندیشمندان نوشته که بیشترشان به فارسی ترجمه شده است. انتشارات خوارزمی برخی را در مجموعه‌ای به‌نام فیلسوفان_بزرگ منتشر کرده است. 
ترجمه‌ی آثار یاسپرس غالباً حاصل کار مترجمانی زبده است: 
افلاطون، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی،
اسپینوزا، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی،
سقراط، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی
آگوستین، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی
#مسیح، ترجمه‌ی احمد سمیعی گیلانی
کنفسیوس، ترجمه‌ی احمد سمیعی گیلانی
نیچه_و_مسیحیت،  ترجمه‌ی عزت الله فولادوند 

کارل_یاسپرس
زاده‌ی_۲۳_فوریه_۱۸۸۳
درگذشته‌ی ۱۹۶۹

کارل یاسپرس نخست حقوق خواند و سپس به تحصیل در رشته‌ی پزشکی پرداخت. عاقبت در سال ۱۹۰۹ دکترای خود را در روان پزشکی گرفت و در سال ۱۹۱۳ پیش از آغاز جنگ جهانی نخست استادیار روان‌پزشکی دانشگاه هایدلبرگ و در سال ۱۹۲۱ استاد دانشگاه شد. از سال ۱۹۳۰ میلادی به تدریس فلسفه پرداخت و پس از چندی به‌خاطر مخالفت با فاشیسم از کار برکنار شد. پس از شکست نازیسم، دوباره استادی به او واگذار شد. در همین دوران بود که افکار کی‌یرکگور فیلسوف اگزیستانسیالیست را تفسیر می‌کرد. پاره‌ای از شهرت یاسپرس به‌خاطر کتاب‌هایی است که درباره‌ی فلاسفه و اندیشمندان نوشته که بیشترشان به فارسی ترجمه شده است. انتشارات خوارزمی برخی را در مجموعه‌ای به‌نام فیلسوفان_بزرگ منتشر کرده است. ترجمه‌ی آثار یاسپرس غالباً حاصل کار مترجمانی زبده است: افلاطون، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی، اسپینوزا، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی، سقراط، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی آگوستین، ترجمه‌ی محمدحسن لطفی تبریزی #مسیح، ترجمه‌ی احمد سمیعی گیلانی کنفسیوس، ترجمه‌ی احمد سمیعی گیلانی نیچه_و_مسیحیت، ترجمه‌ی عزت الله فولادوند کارل_یاسپرس زاده‌ی_۲۳_فوریه_۱۸۸۳ درگذشته‌ی ۱۹۶۹

Please read ALT

23.02.2026 09:44 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
ایرج پارسی‌نژاد استاد بازنشسته‌ی ادبیات فارسی دانشگاه‌های ژاپن و آمریکا و تاریخ‌نگار نقد ادبی جدید در ایران است. پارسی نژاد  در ایران سخنرانی داشته است و آثارش که نگاهی تازه و متفاوت به ادبیات و اهل قلم است، در ایران منتشر شده است. از جمله آثار دکتر پارسی نژاد:
علی_دشتی_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۶.
خانلری_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۷.
احسان_طبری_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۸.
نیما_یوشیج_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۸.
بهار_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۹.
فاطمه_سیاح_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۹.
زرین‌کوب_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۹۲.
یادها_و_دیدارها، نشر نو. ۱۴۰۰.

ایرج_پارسی‌نژاد 
زاده‌ی_۴_اسفند_۱۳۱۷_آبادان

ایرج پارسی‌نژاد استاد بازنشسته‌ی ادبیات فارسی دانشگاه‌های ژاپن و آمریکا و تاریخ‌نگار نقد ادبی جدید در ایران است. پارسی نژاد در ایران سخنرانی داشته است و آثارش که نگاهی تازه و متفاوت به ادبیات و اهل قلم است، در ایران منتشر شده است. از جمله آثار دکتر پارسی نژاد: علی_دشتی_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۶. خانلری_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۷. احسان_طبری_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۸. نیما_یوشیج_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۸. بهار_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۹. فاطمه_سیاح_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۸۹. زرین‌کوب_و_نقد_ادبی. تهران: انتشارات سخن. ۱۳۹۲. یادها_و_دیدارها، نشر نو. ۱۴۰۰. ایرج_پارسی‌نژاد زاده‌ی_۴_اسفند_۱۳۱۷_آبادان

...شکی نیست که آل‌احمد در حوزه‌ی داستان‌نویسی معاصر ایران آثاری مثل مدیر_مدرسه و داستان‌های کوتاهی مانند «جشن فرخنده» و «گلدسته و فلک» را نوشته که ماندگار است. نثری و سبکی هم داشته که خاص خودش بوده و نمونه‌ای از آن را در سوگنامه‌اش در مرگِ نیما می‌توان دید؛ با عنوان «پیرمرد چشم ما بود» که به‌یاد‌ماندنی است. اما اشاره‌ی من به «غوغاگری» او در ارتباط با نیماست. نیما شاعر بود و اهل سیاست نبود، هرچند ناظر بر سیاست و جامعه زمانه‌اش بود.
   اما واقعیت این است که احسان طبری و حزب توده از یک‌سو و آل‌احمد و جامعه سوسیالیست‌ها از سوی دیگر می‌کوشیدند نیما و شعرش را وسیله‌ای برای تبلیغ مرام و مسلک سیاسی خود کنند. اما «غوغاگری» آل‌احمد منحصر به تبلیغ او برای نیما نبود. او با نوشتن رساله‌ی غرب‌زدگی، بر ذهن و ضمیر جوانان زمانه تاثیری کرد که آن‌ها به هر بهانه در پی ستیز با مدنیت مدرن غرب بودند و می‌خواستند به اصالت‌های شرق بازگردند و همچنان که دیدیم بازگشتند...
[برگرفته از گفتگوی پارسی نژاد با فرارو در  مهرماه ۱۴۰۰]

ایرج_پارسی‌نژاد
زاده‌ی_۴_اسفند_۱۳۱۷_آبادان

...شکی نیست که آل‌احمد در حوزه‌ی داستان‌نویسی معاصر ایران آثاری مثل مدیر_مدرسه و داستان‌های کوتاهی مانند «جشن فرخنده» و «گلدسته و فلک» را نوشته که ماندگار است. نثری و سبکی هم داشته که خاص خودش بوده و نمونه‌ای از آن را در سوگنامه‌اش در مرگِ نیما می‌توان دید؛ با عنوان «پیرمرد چشم ما بود» که به‌یاد‌ماندنی است. اما اشاره‌ی من به «غوغاگری» او در ارتباط با نیماست. نیما شاعر بود و اهل سیاست نبود، هرچند ناظر بر سیاست و جامعه زمانه‌اش بود. اما واقعیت این است که احسان طبری و حزب توده از یک‌سو و آل‌احمد و جامعه سوسیالیست‌ها از سوی دیگر می‌کوشیدند نیما و شعرش را وسیله‌ای برای تبلیغ مرام و مسلک سیاسی خود کنند. اما «غوغاگری» آل‌احمد منحصر به تبلیغ او برای نیما نبود. او با نوشتن رساله‌ی غرب‌زدگی، بر ذهن و ضمیر جوانان زمانه تاثیری کرد که آن‌ها به هر بهانه در پی ستیز با مدنیت مدرن غرب بودند و می‌خواستند به اصالت‌های شرق بازگردند و همچنان که دیدیم بازگشتند... [برگرفته از گفتگوی پارسی نژاد با فرارو در مهرماه ۱۴۰۰] ایرج_پارسی‌نژاد زاده‌ی_۴_اسفند_۱۳۱۷_آبادان

Please read ALT

23.02.2026 09:42 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
ابوالحسن اقبال آذر، از نخستین خوانندگان ایرانی، در ۱۲۹۳ خورشیدی به همراه درویش‌خان، حسین_طاهرزاده و عبدالله_دوامی برای پر کردن صفحه به تفلیس سفر کرد که مورد استقبال مردم قرار گرفت؛ به‌طوری‌ که در مصاحبه‌‌ی اطلاعات_هفتگی (شماره ۱۲۴۹، مهرماه ۱۳۴۴)  اشاره کرده‌است که ۹ بار او را به صحنه برگرداندند. همه‌ی پولی که از این کنسرت عاید وی شده بود، صرف امور خیریه کرد.

اقبال به دعوت کمپانی مونارک‌رکورد صفحه‌های ضبط کرد که بسیاری از آن‌ها نیز به دلیل آشوب‌ها در جنگ جهانی اول از میان رفت. تعدادی از این صفحه‌ها که هم‌اکنون در آرشیو صدا و سیما موجود است به دلیل بی اعتنایی مسؤولان شکسته و در حال خاک خوردن و از بین رفتن است. اقبال آذر کنسرت‌هایی در تهران و آذربایجان اجرا کرد و  همه‌ی درآمد کنسرتهایش را صرف امور خیریه می‌‌کرد. تقریباً همه‌ی اهل موسیقی معتقدند که اقبال آذر قویترین صدایی است که موسیقی ایرانی به خود دیده است.  در تاریخ تولد اقبال آذر اختلاف هست و زنده‌یاد ۹۷ تا ۱۰۷ زندگی کرد.

ابوالحسن_اقبال‌آذر
زاده‌ی۱۲۴۲_قزوین
درگذشته‌ی_۳_اسفند_۱۳۴۹

ابوالحسن اقبال آذر، از نخستین خوانندگان ایرانی، در ۱۲۹۳ خورشیدی به همراه درویش‌خان، حسین_طاهرزاده و عبدالله_دوامی برای پر کردن صفحه به تفلیس سفر کرد که مورد استقبال مردم قرار گرفت؛ به‌طوری‌ که در مصاحبه‌‌ی اطلاعات_هفتگی (شماره ۱۲۴۹، مهرماه ۱۳۴۴)  اشاره کرده‌است که ۹ بار او را به صحنه برگرداندند. همه‌ی پولی که از این کنسرت عاید وی شده بود، صرف امور خیریه کرد. اقبال به دعوت کمپانی مونارک‌رکورد صفحه‌های ضبط کرد که بسیاری از آن‌ها نیز به دلیل آشوب‌ها در جنگ جهانی اول از میان رفت. تعدادی از این صفحه‌ها که هم‌اکنون در آرشیو صدا و سیما موجود است به دلیل بی اعتنایی مسؤولان شکسته و در حال خاک خوردن و از بین رفتن است. اقبال آذر کنسرت‌هایی در تهران و آذربایجان اجرا کرد و همه‌ی درآمد کنسرتهایش را صرف امور خیریه می‌‌کرد. تقریباً همه‌ی اهل موسیقی معتقدند که اقبال آذر قویترین صدایی است که موسیقی ایرانی به خود دیده است. در تاریخ تولد اقبال آذر اختلاف هست و زنده‌یاد ۹۷ تا ۱۰۷ زندگی کرد. ابوالحسن_اقبال‌آذر زاده‌ی۱۲۴۲_قزوین درگذشته‌ی_۳_اسفند_۱۳۴۹

محمدحسین شهریار در وصف اقبال آذر غزلی با این مطلع سروده‌است:

گرفت رونق از "اقبال" کار موسیقی 
شکفت از گل رویش بهار موسیقی


ابوالحسن_اقبال‌آذر
زاده‌ی۱۲۴۲_قزوین
درگذشته‌ی_۳_اسفند_۱۳۴۹

محمدحسین شهریار در وصف اقبال آذر غزلی با این مطلع سروده‌است: گرفت رونق از "اقبال" کار موسیقی شکفت از گل رویش بهار موسیقی ابوالحسن_اقبال‌آذر زاده‌ی۱۲۴۲_قزوین درگذشته‌ی_۳_اسفند_۱۳۴۹

Please read ALT

22.02.2026 04:01 — 👍 9    🔁 0    💬 0    📌 0
وقتی بونوئل در هشتاد و سه سالگی درگذشت، در نیویورک_تایمز از او با صفاتی همچون «تابوشکن، معلم اخلاق، و انقلابی ای که در جوانی رهبر جنبش سورئالیسم آوانگارد بود و برای نیم‌قرن کارگردانی چیره‌دست»، یاد شد. راجر_ابرت، منتقد سینما، از سگ_اندلسی نخستین فیلم بونوئل که در دوران سینمای صامت ساخته شده بود، به عنوان «مشهورترین فیلم کوتاهی که تا به حال ساخته شده» یاد می‌کند. آخرین فیلم بونوئل که ۴۸ سال پس از سگ آندلسی ساخته شد، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین کارگردانِ هیئت ملی نقد و بررسی فیلم و جامعه‌ی ملی منتقدین سینما شد. اکتاویو_پاز، نویسنده‌ی مکزیکی، آثار بونوئل را «پیوند سینما و شعر، پیوندی که واقعیتی تازه و پرتلاطم آفریده» توصیف کرده‌است.

لوئیس_بونوئل
زاده‌ی_۲۲_فوریه_۱۹۰۰
درگذشته‌ی۱۹۸۳

وقتی بونوئل در هشتاد و سه سالگی درگذشت، در نیویورک_تایمز از او با صفاتی همچون «تابوشکن، معلم اخلاق، و انقلابی ای که در جوانی رهبر جنبش سورئالیسم آوانگارد بود و برای نیم‌قرن کارگردانی چیره‌دست»، یاد شد. راجر_ابرت، منتقد سینما، از سگ_اندلسی نخستین فیلم بونوئل که در دوران سینمای صامت ساخته شده بود، به عنوان «مشهورترین فیلم کوتاهی که تا به حال ساخته شده» یاد می‌کند. آخرین فیلم بونوئل که ۴۸ سال پس از سگ آندلسی ساخته شد، برنده‌ی جایزه‌ی بهترین کارگردانِ هیئت ملی نقد و بررسی فیلم و جامعه‌ی ملی منتقدین سینما شد. اکتاویو_پاز، نویسنده‌ی مکزیکی، آثار بونوئل را «پیوند سینما و شعر، پیوندی که واقعیتی تازه و پرتلاطم آفریده» توصیف کرده‌است. لوئیس_بونوئل زاده‌ی_۲۲_فوریه_۱۹۰۰ درگذشته‌ی۱۹۸۳

Please read ALT

22.02.2026 03:59 — 👍 6    🔁 0    💬 0    📌 0
کار انسان نباید تفکر درباره‌ی پدیده‌هایی باشد که تاکنون کسی به آن‌ها پی نبرده‌است؛ بلکه باید اندیشیدن به آن واقعیاتی باشد که در برابر دیدگان همه قرار دارد، ولی کسی به آن‌ها نپرداخته‌است.

آرتور_شوپنهاور
زاده‌ی_۲۲_فوریه_‌۱۷۸۸
درگذشته‌ی ۱۸۶۰

کار انسان نباید تفکر درباره‌ی پدیده‌هایی باشد که تاکنون کسی به آن‌ها پی نبرده‌است؛ بلکه باید اندیشیدن به آن واقعیاتی باشد که در برابر دیدگان همه قرار دارد، ولی کسی به آن‌ها نپرداخته‌است. آرتور_شوپنهاور زاده‌ی_۲۲_فوریه_‌۱۷۸۸ درگذشته‌ی ۱۸۶۰

شوپنهاور از جمله فیلسوفانی است که در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تصویر بالا گواه این ادعاست! 
همانطور که می بینید نشر_مرکز  هم جایگاه نخست را در انتشار آثار شوپنهاور دارد.


آرتور_شوپنهاور
زاده‌ی_۲۲_فوریه_‌۱۷۸۸
درگذشته‌ی ۱۸۶۰

شوپنهاور از جمله فیلسوفانی است که در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفته است. تصویر بالا گواه این ادعاست! همانطور که می بینید نشر_مرکز هم جایگاه نخست را در انتشار آثار شوپنهاور دارد. آرتور_شوپنهاور زاده‌ی_۲۲_فوریه_‌۱۷۸۸ درگذشته‌ی ۱۸۶۰

Please read ALT

22.02.2026 03:56 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0
می‌بینم که بسیاری از مردم، سخت‌کوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی افزودن ثروت خویش‌اند. این‌ها چیزی فراتر از افق تنگی که ابزار رسیدن به این هدف را در بر می‌گیرد، نمی‌شناسند:
ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیست. این‌‌ها به عالی‌ترین لذت‌ها که لذت‌های ذهنی است دسترسی ندارند و بیهوده می‌کوشند تا لذت‌های فرّارِ حسّی را که مستلزم وقت کم، اما پول زیاد است و آن را گاهی بر خود روا می‌دارند، جانشین آن لذت‌‌های دیگر کنند و سرانجام، اگر بخت یاری آنان را کند، حاصل زندگی‌شان این خواهد بود، که تَل بزرگی از پول را، یا برای افزودن، یا برای به باد دادن، به وارثین خود واگذارند. 
[برگرفته از درباب_حکمت_زندگی ترجمه‌ی محمد مبشری]

آرتور_شوپنهاور
زاده‌ی_۲۲_فوریه_۱۷۸۸
درگذشته‌ی ۱۸۶۰

می‌بینم که بسیاری از مردم، سخت‌کوش چون مورچگان، از صبح تا شب در پی افزودن ثروت خویش‌اند. این‌ها چیزی فراتر از افق تنگی که ابزار رسیدن به این هدف را در بر می‌گیرد، نمی‌شناسند: ذهنشان خالی است و در نتیجه پذیرای هیچ چیز دیگری نیست. این‌‌ها به عالی‌ترین لذت‌ها که لذت‌های ذهنی است دسترسی ندارند و بیهوده می‌کوشند تا لذت‌های فرّارِ حسّی را که مستلزم وقت کم، اما پول زیاد است و آن را گاهی بر خود روا می‌دارند، جانشین آن لذت‌‌های دیگر کنند و سرانجام، اگر بخت یاری آنان را کند، حاصل زندگی‌شان این خواهد بود، که تَل بزرگی از پول را، یا برای افزودن، یا برای به باد دادن، به وارثین خود واگذارند.  [برگرفته از درباب_حکمت_زندگی ترجمه‌ی محمد مبشری] آرتور_شوپنهاور زاده‌ی_۲۲_فوریه_۱۷۸۸ درگذشته‌ی ۱۸۶۰

شوپنهاور از نخستین فیلسوفان غربی بود که آموزه‌هایی از فلسفه‌ی هندی مانند ریاضت‌طلبی، انکارِ خود و تصورِ جهان به مثابه‌ی نمود را پذیرفت و تأیید کرد. آثار او نمونه‌ای برجسته از بدبینی فلسفی دانسته شده‌اند. با آنکه آثارش در زمان حیاتش چندان مورد توجه قرار نگرفت، پس از مرگ تأثیری گسترده‌ بر فلسفه، ادبیات و علم گذاشت. نوشته‌های او درباره‌ی زیبایی‌شناسی، اخلاق و روان‌شناسی الهام‌بخش بسیاری از اندیشمندان و هنرمندان بوده است.

شوپنهاور از جمله فیلسوفانی است که در زبان فارسی مورد استقبال قرار گرفته است و بسیاری از آثار او ترجمه شده است از جمله آثار او که بسیار مورد توجه قرار گرفته، در باب حکمت زندگی، ترجمه‌ی محمد مبشری است.


آرتور_شوپنهاور
زاده‌ی_۲۲_فوریه_‌۱۷۸۸
درگذشته‌ی ۱۸۶۰

شوپنهاور از نخستین فیلسوفان غربی بود که آموزه‌هایی از فلسفه‌ی هندی مانند ریاضت‌طلبی، انکارِ خود و تصورِ جهان به مثابه‌ی نمود را پذیرفت و تأیید کرد. آثار او نمونه‌ای برجسته از بدبینی فلسفی دانسته شده‌اند. با آنکه آثارش در زمان حیاتش چندان مورد توجه قرار نگرفت، پس از مرگ تأثیری گسترده‌ بر فلسفه، ادبیات و علم گذاشت. نوشته‌های او درباره‌ی زیبایی‌شناسی، اخلاق و روان‌شناسی الهام‌بخش بسیاری از اندیشمندان و هنرمندان بوده است. شوپنهاور از جمله فیلسوفانی است که در زبان فارسی مورد استقبال قرار گرفته است و بسیاری از آثار او ترجمه شده است از جمله آثار او که بسیار مورد توجه قرار گرفته، در باب حکمت زندگی، ترجمه‌ی محمد مبشری است. آرتور_شوپنهاور زاده‌ی_۲۲_فوریه_‌۱۷۸۸ درگذشته‌ی ۱۸۶۰

Please read ALT

22.02.2026 03:45 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0
عصمت_باقرپور_بابلی که با نام دلکش می‌شناسیمش، وقتی در ۱۷ سالگی به پنجم دبستان رسید که دانش آموزان پنجم و ششم دبستان در هفته یک روز آموزش موسیقی داشتند. روزی در کلاس موسیقی، عصمت به همراه همکلاسی‌هایش در حال خواندن سرود بود که آموزگار موسیقی او را صدا زد و از زیبایی و رسایی صدایش تمجید کرد و به او گفت که از همه بالاتر می‌خواند. 

چندی بعد همان آموزگار موسیقی که آقای ظهیرالدینی نام داشت او را به اداره‌ی موسیقی در میدان بهارستان برد که در آن زمان هیئت رئیسه‌اش روح‌الله_خالقی علینقی_وزیری و حشمت_سنجری بودند و برای نخستین بار عصمت را دیدند.

استاد خالقی پس از شنیدن صدای عصمت او را به دست استادی سپرد تا به او آواز بیاموزد و نام دلکش را هم روح‌الله_خالقی برای عصمت انتخاب کرد؛ که نام گوشه‌ای در دستگاه ماهور است. 

خلاصه کنم؛ اینگونه بود که ما صاحب خواننده‌ای شدیم که سال‌ها با صدای زیبا و رسای او ما؛ بزرگترهای ما و نسل‌های بعدی ما از موسیقی ایرانی لذت برده‌اند. هنوز سحر_که_از_کوه_بلند_جام_طلا_سر_می‌زنه در دل و جان‌مان طنین انداز است.
یادش گرامی باد.

دلکش 
زاده‌ی_۳_اسفند_۱۳۰۳_بابل
درگذشته‌ی ۱۳۸۳

عصمت_باقرپور_بابلی که با نام دلکش می‌شناسیمش، وقتی در ۱۷ سالگی به پنجم دبستان رسید که دانش آموزان پنجم و ششم دبستان در هفته یک روز آموزش موسیقی داشتند. روزی در کلاس موسیقی، عصمت به همراه همکلاسی‌هایش در حال خواندن سرود بود که آموزگار موسیقی او را صدا زد و از زیبایی و رسایی صدایش تمجید کرد و به او گفت که از همه بالاتر می‌خواند. چندی بعد همان آموزگار موسیقی که آقای ظهیرالدینی نام داشت او را به اداره‌ی موسیقی در میدان بهارستان برد که در آن زمان هیئت رئیسه‌اش روح‌الله_خالقی علینقی_وزیری و حشمت_سنجری بودند و برای نخستین بار عصمت را دیدند. استاد خالقی پس از شنیدن صدای عصمت او را به دست استادی سپرد تا به او آواز بیاموزد و نام دلکش را هم روح‌الله_خالقی برای عصمت انتخاب کرد؛ که نام گوشه‌ای در دستگاه ماهور است. خلاصه کنم؛ اینگونه بود که ما صاحب خواننده‌ای شدیم که سال‌ها با صدای زیبا و رسای او ما؛ بزرگترهای ما و نسل‌های بعدی ما از موسیقی ایرانی لذت برده‌اند. هنوز سحر_که_از_کوه_بلند_جام_طلا_سر_می‌زنه در دل و جان‌مان طنین انداز است. یادش گرامی باد. دلکش زاده‌ی_۳_اسفند_۱۳۰۳_بابل درگذشته‌ی ۱۳۸۳

...یک روز سوار تاکسی شدم. راننده تاکسی که جوانی ۲۴–۲۵ ساله بود نوار چندتا از ترانه‌های منو گذاشته بود. خون تو سرم جمع شده بود. می‌خواستم بزنم زیر گریه. راننده تاکسی که فکر کرده بود تحت تأثیر ترانه قرارگرفته‌ام گفت:" مادر می‌بینی چی می‌خونه!" گفتم:"می‌دونی کیه؟" گفت: "اسمش دلکشه مادر. هرجا هست خدا عمرش بده، ما که با صداش حال می‌کنیم. تاش پیدا نشده!"نتونستم زبانم را نگه دارم. گفتم: "این صدای منه! من دلکشم!"

تا آخر مسیر دیگه هیچ‌کس را سوار نکرد. هر ده متر به ده متر برمی‌گشت و به من خیره می‌شد. بالاخره تاب نیآورد و ضبط صوت ماشین را بست. قبل از اینکه بخواهد و بگوید، خودم برایش همان ترانه ای را که نیمه کاره قطع کرده بود، آرام آرام خواندم. وقتی به مقصد رسیدم هر چه اصرار کردم پول نگرفت. شما نمی‌دونین در این روز و روزگار که ما در ایران داریم این نوع گذشت‌های پولی یعنی چه!

دلکش
زاده‌ی_۳_اسفند_۱۳۰۳_بابل
درگذشته‌ی ۱۳۸۳

...یک روز سوار تاکسی شدم. راننده تاکسی که جوانی ۲۴–۲۵ ساله بود نوار چندتا از ترانه‌های منو گذاشته بود. خون تو سرم جمع شده بود. می‌خواستم بزنم زیر گریه. راننده تاکسی که فکر کرده بود تحت تأثیر ترانه قرارگرفته‌ام گفت:" مادر می‌بینی چی می‌خونه!" گفتم:"می‌دونی کیه؟" گفت: "اسمش دلکشه مادر. هرجا هست خدا عمرش بده، ما که با صداش حال می‌کنیم. تاش پیدا نشده!"نتونستم زبانم را نگه دارم. گفتم: "این صدای منه! من دلکشم!" تا آخر مسیر دیگه هیچ‌کس را سوار نکرد. هر ده متر به ده متر برمی‌گشت و به من خیره می‌شد. بالاخره تاب نیآورد و ضبط صوت ماشین را بست. قبل از اینکه بخواهد و بگوید، خودم برایش همان ترانه ای را که نیمه کاره قطع کرده بود، آرام آرام خواندم. وقتی به مقصد رسیدم هر چه اصرار کردم پول نگرفت. شما نمی‌دونین در این روز و روزگار که ما در ایران داریم این نوع گذشت‌های پولی یعنی چه! دلکش زاده‌ی_۳_اسفند_۱۳۰۳_بابل درگذشته‌ی ۱۳۸۳

Please read ALT

22.02.2026 03:35 — 👍 9    🔁 0    💬 2    📌 0
Post image

با هم که باشیم سه تاییم
من
تو
بوسه

بی‌هم چهار تاییم
تو با تنهایی
من با رنج ..

لطیف_هلمت
شاعر کرد عراقی
ترجمه‌ی آرش سنجابی

21.02.2026 06:32 — 👍 10    🔁 0    💬 0    📌 0
اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی در خانواده‌ی یهودی متعصبی به‌دنیا آمد و عاقبت هم یهودیان و هم کلیسای کاتولیک رسالات او را ممنوع و پروتستان‌ها کتاب‌هایش را آتش زدند!

مهم‌ترین و زیباترین بخش از فلسفه‌ی  اسپینوزا مفهوم خداست. خدا در تفکر اسپینوزا نسبت به مفهومی که از خدا یا خالق در بین ادیان وجود داشت، انکارآمیز و تهاجمی به نظر می‌رسید. او هستی را با خداوند یکی می‌انگاشت و می‌گفت،"چنین نیست که دنیا صحنه‌ی شعبده و خداوند شعبده‌گردان آن باشد." 

اندیشه‌ی او به سوی عقلانیت و به تعبیر خودش "عشق عقلانی" به خدا، انکار باورهای مرسوم و جاافتاده‌ی دینی را درپی داشت. عاقبت به‌ناچار به کنجی خزید و تراش عدسی‌های عینک را پیشه کرد. درباره‌ی او چنین گفته‌اند که وقتی پادشاه پفالتس کرسی تدریس فلسفه در دانشگاه_هایدلبرگ را به شرط آنکه "آزادی در پژوهش فلسفی به مرز انکار باورهای دینی نینجامد"  به او پیشنهاد کرد، چنین پاسخ داد: "چون نمی‌دانم مرز آزادی‌های فلسفی‌ای  که به انکار باورهای دینی نینجامد کجاست، با احترام آنرا رد می‌کنم!"    

باروخ_اسپینوزا
زاده‌ی ۱۶۳۳ 
درگذشته‌ی_۲۱_فوریه_۱۶۷۷

اسپینوزا فیلسوف مشهور هلندی در خانواده‌ی یهودی متعصبی به‌دنیا آمد و عاقبت هم یهودیان و هم کلیسای کاتولیک رسالات او را ممنوع و پروتستان‌ها کتاب‌هایش را آتش زدند! مهم‌ترین و زیباترین بخش از فلسفه‌ی اسپینوزا مفهوم خداست. خدا در تفکر اسپینوزا نسبت به مفهومی که از خدا یا خالق در بین ادیان وجود داشت، انکارآمیز و تهاجمی به نظر می‌رسید. او هستی را با خداوند یکی می‌انگاشت و می‌گفت،"چنین نیست که دنیا صحنه‌ی شعبده و خداوند شعبده‌گردان آن باشد." اندیشه‌ی او به سوی عقلانیت و به تعبیر خودش "عشق عقلانی" به خدا، انکار باورهای مرسوم و جاافتاده‌ی دینی را درپی داشت. عاقبت به‌ناچار به کنجی خزید و تراش عدسی‌های عینک را پیشه کرد. درباره‌ی او چنین گفته‌اند که وقتی پادشاه پفالتس کرسی تدریس فلسفه در دانشگاه_هایدلبرگ را به شرط آنکه "آزادی در پژوهش فلسفی به مرز انکار باورهای دینی نینجامد" به او پیشنهاد کرد، چنین پاسخ داد: "چون نمی‌دانم مرز آزادی‌های فلسفی‌ای  که به انکار باورهای دینی نینجامد کجاست، با احترام آنرا رد می‌کنم!"     باروخ_اسپینوزا زاده‌ی ۱۶۳۳ درگذشته‌ی_۲۱_فوریه_۱۶۷۷

Please read ALT

21.02.2026 06:31 — 👍 9    🔁 0    💬 0    📌 0
سام پکین‌پا کارگردان و فیلم‌نامه نویس آمریکایی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی با فیلم‌های خود در تاریخ سینمای جهان جایی برای خود باز کرد. دان_سیگل، سرجو_لئونه به همراه پکین‌پا در دهه‌ی ۶۰ فیلم‌هایی عرضه کردند که فرانسیس_فوردکوپولا، مارتین_اسکورسیزی و دی_پالما و تارانتینو در دهه‌های بعد دنباله‌رو این شیوه‌ی سینمایی شدند. پکین‌پا در در دهه‌ی ۶۰ به ساخت آثاری چون  سرگرد_داندی و این_ گروه_خشن دست زد. این گروه خشن فیلمی است سرشار از صحنه‌های بدیع در خشونت و ویلیام هولدن در این فیلم با ایفای شخصیت پایک بیشاپ به یکی از شمایل‌های محبوب سینما بدل شد. در فیلم سگ‌های_پوشالی او ماجرای انتقام ریاضیدانی را از متجاوزین به همسرش با جسارت و خشونت تمام روایت می‌کند. در سر_ آلفردو_را_برایم_بیاور او تصویری هولناک از خشونت، عشق، مرگ، ترس و پول را بر پرده سینما مجسم می‌کند. فیلم مردان حادثه جو نیز از کارهای موفق بعدی اوست. پالین کیل، منتقد مشهور سینما، پکین‌پا را از عوامل عشق خود به سینمای دهه‌ی ۷۰ می‌داند. پکین‌پا سرانجام در دسامبر ۱۹۸۴ در تنهایی از دنیا رفت.

سام_پکین‌پا
زاده‌ی_۲۱_فوریه_۱۹۲۵
درگذشته‌ی ۱۹۸۴

سام پکین‌پا کارگردان و فیلم‌نامه نویس آمریکایی در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی با فیلم‌های خود در تاریخ سینمای جهان جایی برای خود باز کرد. دان_سیگل، سرجو_لئونه به همراه پکین‌پا در دهه‌ی ۶۰ فیلم‌هایی عرضه کردند که فرانسیس_فوردکوپولا، مارتین_اسکورسیزی و دی_پالما و تارانتینو در دهه‌های بعد دنباله‌رو این شیوه‌ی سینمایی شدند. پکین‌پا در در دهه‌ی ۶۰ به ساخت آثاری چون  سرگرد_داندی و این_ گروه_خشن دست زد. این گروه خشن فیلمی است سرشار از صحنه‌های بدیع در خشونت و ویلیام هولدن در این فیلم با ایفای شخصیت پایک بیشاپ به یکی از شمایل‌های محبوب سینما بدل شد. در فیلم سگ‌های_پوشالی او ماجرای انتقام ریاضیدانی را از متجاوزین به همسرش با جسارت و خشونت تمام روایت می‌کند. در سر_ آلفردو_را_برایم_بیاور او تصویری هولناک از خشونت، عشق، مرگ، ترس و پول را بر پرده سینما مجسم می‌کند. فیلم مردان حادثه جو نیز از کارهای موفق بعدی اوست. پالین کیل، منتقد مشهور سینما، پکین‌پا را از عوامل عشق خود به سینمای دهه‌ی ۷۰ می‌داند. پکین‌پا سرانجام در دسامبر ۱۹۸۴ در تنهایی از دنیا رفت. سام_پکین‌پا زاده‌ی_۲۱_فوریه_۱۹۲۵ درگذشته‌ی ۱۹۸۴

Please read ALT

21.02.2026 06:30 — 👍 8    🔁 0    💬 0    📌 0
اسماعیل فصیح به گفته‌ی خودش زاده‌ی محله‌ی درخونگاه تهران است. این محله‌ی قدیمی با کوچه‌هایی پر پیچ و خم از بازارچه‌ی شاپور تا محله‌ی سنگلج، جولانگاه اصلی شخصیت‌هایی است که در آثار نخست او، دل_کور و #شراب_خام، آفریده می‌شوند.

جلال_آریان شخصیت اصلی رمان‌های فصیح کارآگاه خصوصی داستان‌های پلیسی آمریکایی را به‌یاد می‌آورد. اما جلال آریان، علیرغم داشتن بسیاری از خصایص مدرن غربی، ایرانی است و فصیح به او خلق و خوی ایرانی هم بخشیده است–که البته همین موجب شده تا چندان پذیرفتنی نباشد. جلال آریان، علیرغم همه‌ی شباهت‌هایش به کارآگاه خصوصی رمان‌های پلیسی آمریکایی، آدمی عادی است که ماجراهایی بر سر راهش قرار می‌گیرد و او به دلایلی نه چندان قانع کننده–چون کارآگاه نیست!–دنبالشان می‌ کند تا از آنها سر در بیاورد.

اسماعیل فصیح به زبان انگلیسی کاملا مسلط بود و کتاب‌هایی هم ترجمه کرد و خوب هم ترجمه کرد. خوب است بدانید که نخستین آشنایی با تحلیل_رفتار_متقابل را به اسماعیل فصیح مدیونیم که با ترجمه‌ی #وضعیت_آخر نوشته‌ی تامس_هریس، در سال ۱۳۶۱، باب آشنایی را گشود.

اسماعیل_فصیح
زاده‌ی_۲_اسفند_۱۳۱۳
درگذشته‌ی ۱۳۸۸

اسماعیل فصیح به گفته‌ی خودش زاده‌ی محله‌ی درخونگاه تهران است. این محله‌ی قدیمی با کوچه‌هایی پر پیچ و خم از بازارچه‌ی شاپور تا محله‌ی سنگلج، جولانگاه اصلی شخصیت‌هایی است که در آثار نخست او، دل_کور و #شراب_خام، آفریده می‌شوند. جلال_آریان شخصیت اصلی رمان‌های فصیح کارآگاه خصوصی داستان‌های پلیسی آمریکایی را به‌یاد می‌آورد. اما جلال آریان، علیرغم داشتن بسیاری از خصایص مدرن غربی، ایرانی است و فصیح به او خلق و خوی ایرانی هم بخشیده است–که البته همین موجب شده تا چندان پذیرفتنی نباشد. جلال آریان، علیرغم همه‌ی شباهت‌هایش به کارآگاه خصوصی رمان‌های پلیسی آمریکایی، آدمی عادی است که ماجراهایی بر سر راهش قرار می‌گیرد و او به دلایلی نه چندان قانع کننده–چون کارآگاه نیست!–دنبالشان می‌ کند تا از آنها سر در بیاورد. اسماعیل فصیح به زبان انگلیسی کاملا مسلط بود و کتاب‌هایی هم ترجمه کرد و خوب هم ترجمه کرد. خوب است بدانید که نخستین آشنایی با تحلیل_رفتار_متقابل را به اسماعیل فصیح مدیونیم که با ترجمه‌ی #وضعیت_آخر نوشته‌ی تامس_هریس، در سال ۱۳۶۱، باب آشنایی را گشود. اسماعیل_فصیح زاده‌ی_۲_اسفند_۱۳۱۳ درگذشته‌ی ۱۳۸۸

Please read ALT

21.02.2026 06:28 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0
آرمان هوسپیان، که سینمادوستان او را با نام آرمان می‌شناسند، از ارامنه‌ی تبریز بود و در ۱۳۳۲ نخستین بار در نخستین فیلم ساموئل_خاچیکیان به نام بازگشت ظاهر شد و به همکاری با خاچیکیان ادامه داد. از جمله فیلم‌هایی که با کارگردانی خاچیکیان ظاهر شده می‌توان به چهارراه_حوادث، خون_و_شرف، طوفان_در_شهر_ما، فریاد_نیمه شب، دلهره_و_ضربت اشاره کرد.  از جمله فیلم‌های او می‌توان به جاده‌ی مرگ (۱۳۴۲) و شیطان در می‌زند (۱۳۴۳) هر دو ساخته‌ی اسماعیل ریاحی نیز اشاره کرد.

این نکته را اضافه کنم که آرمان بازیگری را نخست در صحنه‌ی تئاتر و با نمایشنامه‌ی گیکور نوشته‌ی هوانس_تومانیان، نویسنده‌ی سرشناس ارمنی آغاز کرد. جالب است بدانید که آخرین حضور آرمان در صحنه نیز بازی در همین نمایش‌نامه در ۱۳۵۹ بود. پس از آن برای عمل جراحی به اسپانیا رفت و سرانجام، در اثرِ سرطان لوزالمعده، در روز جمعه، ۱۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی در شهر بارسلون درگذشت. پیکر آرمان را به تهران آوردند و در آرامستان بوراستان در جاده‌ی خراسان تهران به خاک سپرده شد.

آرمان_هوسپیان
زاده‌ی_۲_اسفند_۱۲۹۹
درگذشته‌ی ۱۳۵۹

آرمان هوسپیان، که سینمادوستان او را با نام آرمان می‌شناسند، از ارامنه‌ی تبریز بود و در ۱۳۳۲ نخستین بار در نخستین فیلم ساموئل_خاچیکیان به نام بازگشت ظاهر شد و به همکاری با خاچیکیان ادامه داد. از جمله فیلم‌هایی که با کارگردانی خاچیکیان ظاهر شده می‌توان به چهارراه_حوادث، خون_و_شرف، طوفان_در_شهر_ما، فریاد_نیمه شب، دلهره_و_ضربت اشاره کرد.  از جمله فیلم‌های او می‌توان به جاده‌ی مرگ (۱۳۴۲) و شیطان در می‌زند (۱۳۴۳) هر دو ساخته‌ی اسماعیل ریاحی نیز اشاره کرد. این نکته را اضافه کنم که آرمان بازیگری را نخست در صحنه‌ی تئاتر و با نمایشنامه‌ی گیکور نوشته‌ی هوانس_تومانیان، نویسنده‌ی سرشناس ارمنی آغاز کرد. جالب است بدانید که آخرین حضور آرمان در صحنه نیز بازی در همین نمایش‌نامه در ۱۳۵۹ بود. پس از آن برای عمل جراحی به اسپانیا رفت و سرانجام، در اثرِ سرطان لوزالمعده، در روز جمعه، ۱۷ مرداد ۱۳۵۹ خورشیدی در شهر بارسلون درگذشت. پیکر آرمان را به تهران آوردند و در آرامستان بوراستان در جاده‌ی خراسان تهران به خاک سپرده شد. آرمان_هوسپیان زاده‌ی_۲_اسفند_۱۲۹۹ درگذشته‌ی ۱۳۵۹

Please read ALT

21.02.2026 06:27 — 👍 5    🔁 0    💬 0    📌 0
از سیدنی پواتیه بازیگر و کارگردان باهامایی-آمریکایی فیلم بسیار دیده‌ایم؛ تقدیم_با_عشق ؛ حدس_بزن_چه_کسی_برای_شام_می‌آید و در_گرمای_شب از فیلم‌های خاطره‌انگیز روزگار نوجوانی و جوانی جوانان قدیم است! 

سیدنی پواتیه نخستین بازیگر سیاهپوستی است که اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورده است. پواتیه این جایزه را برای فیلم زنبق‌های_مزرعه از آن خود کرد.

سیدنی پواتیه در فعالیتهای اجتماعی هم شرکت می‌کرد و از مدافعان حقوق اقلیت‌ها بود. برای اینکه این جنبه از زندگی او را به خاطر داشته باشیم، عکسی از او در کنار نلسون_ماندلا را برگزیدم.

سیدنی_پواتیه 
زاده‌ی_۲۰_فوریه_۱۹۳۵
درگذشته‌ی ۲۰۲۲

از سیدنی پواتیه بازیگر و کارگردان باهامایی-آمریکایی فیلم بسیار دیده‌ایم؛ تقدیم_با_عشق ؛ حدس_بزن_چه_کسی_برای_شام_می‌آید و در_گرمای_شب از فیلم‌های خاطره‌انگیز روزگار نوجوانی و جوانی جوانان قدیم است! سیدنی پواتیه نخستین بازیگر سیاهپوستی است که اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورده است. پواتیه این جایزه را برای فیلم زنبق‌های_مزرعه از آن خود کرد. سیدنی پواتیه در فعالیتهای اجتماعی هم شرکت می‌کرد و از مدافعان حقوق اقلیت‌ها بود. برای اینکه این جنبه از زندگی او را به خاطر داشته باشیم، عکسی از او در کنار نلسون_ماندلا را برگزیدم. سیدنی_پواتیه زاده‌ی_۲۰_فوریه_۱۹۳۵ درگذشته‌ی ۲۰۲۲

Please read ALT

20.02.2026 04:29 — 👍 8    🔁 0    💬 0    📌 0
ژرژ برنانوس نویسنده‌ی فرانسوی عضو فعال شاخه‌ی جوانان مسیحی بود. پس از مدتی از ایشان جدا شد و خاطرات_کشیش_دهکده و شاهکارش فریبکار محصول این دوره‌اند.

فریبکار داستان کشیشی به نام آبه_سنابر است که مدارج پلکانی کلیسا (اسقفی، کاردینالی و رقابت برای مقام پاپی) را طی می‌کند. مدارس مسیحی و دانشکده‌ی علوم دینی راه می اندازد و کتابهایش از جمله منابع اصلی طلاب و دانشجویان این رشته‌هاست. همچنین در فلسفه و کلام و شکست مخالفان و ملحدان، نفر اول کلیساست. مواضع دینی و سیاسی او قاطع و روشن و تا حدود زیادی متمایل به جزمیت قهری است. لذا هر چه می گذرد بر قدرت اجتماعی و سیاسی اش افزوده می گردد، و لاجرم سایر کشیشان به تأیید منزلت معنوی او به پایش می افتند، در قدمگاهش کُرنش و تعظیم می‌کنند و یا دستانش را می‌بوسند. 
   گِره رُمان از جایی آغاز می‌شود که آبه سنابر در کشاکش کسب مهمترین و عالی‌ترین رقابت‌های قدرت کلیسا (مقام پاپ) نزد یکی از دوستان قدیمی‌اش، اعتراف می‌کند که؛ هرگز در طول زندگی اش، حتی برای یک لحظه هم به وجود "خالق" اعتقاد نداشته است!         


ژرژ_برنانوس
زاده‌ی_۲۰_فوریه_۱۸۸۸
درگذشته‌ی ۱۹۴۸

ژرژ برنانوس نویسنده‌ی فرانسوی عضو فعال شاخه‌ی جوانان مسیحی بود. پس از مدتی از ایشان جدا شد و خاطرات_کشیش_دهکده و شاهکارش فریبکار محصول این دوره‌اند. فریبکار داستان کشیشی به نام آبه_سنابر است که مدارج پلکانی کلیسا (اسقفی، کاردینالی و رقابت برای مقام پاپی) را طی می‌کند. مدارس مسیحی و دانشکده‌ی علوم دینی راه می اندازد و کتابهایش از جمله منابع اصلی طلاب و دانشجویان این رشته‌هاست. همچنین در فلسفه و کلام و شکست مخالفان و ملحدان، نفر اول کلیساست. مواضع دینی و سیاسی او قاطع و روشن و تا حدود زیادی متمایل به جزمیت قهری است. لذا هر چه می گذرد بر قدرت اجتماعی و سیاسی اش افزوده می گردد، و لاجرم سایر کشیشان به تأیید منزلت معنوی او به پایش می افتند، در قدمگاهش کُرنش و تعظیم می‌کنند و یا دستانش را می‌بوسند. گِره رُمان از جایی آغاز می‌شود که آبه سنابر در کشاکش کسب مهمترین و عالی‌ترین رقابت‌های قدرت کلیسا (مقام پاپ) نزد یکی از دوستان قدیمی‌اش، اعتراف می‌کند که؛ هرگز در طول زندگی اش، حتی برای یک لحظه هم به وجود "خالق" اعتقاد نداشته است! ژرژ_برنانوس زاده‌ی_۲۰_فوریه_۱۸۸۸ درگذشته‌ی ۱۹۴۸

فجایعی که تاکنون شاهد آن بوده‌ایم، نشانه‌ی زیاد شدن انسان‌های شورشگر، سرکش و نافرمان در دنیا نیست، بلکه برعکس، حاکی از افزایش تعداد افراد مطیع وفرمان‌بردار است.

[برگرفته از:
 ارتباط_بدون_خشونت_زبان_زندگی 
نوشته‌ی مارشال روزنبرگ 
ترجمه‌ی کامران رحیمیان] 


ژرژ_برنانوس
زاده‌ی‌_۲۰_فوریه_۱۸۸۸
درگذشته‌ی ۱۹۴۸

فجایعی که تاکنون شاهد آن بوده‌ایم، نشانه‌ی زیاد شدن انسان‌های شورشگر، سرکش و نافرمان در دنیا نیست، بلکه برعکس، حاکی از افزایش تعداد افراد مطیع وفرمان‌بردار است. [برگرفته از: ارتباط_بدون_خشونت_زبان_زندگی نوشته‌ی مارشال روزنبرگ ترجمه‌ی کامران رحیمیان] ژرژ_برنانوس زاده‌ی‌_۲۰_فوریه_۱۸۸۸ درگذشته‌ی ۱۹۴۸

Please read ALT

20.02.2026 04:28 — 👍 7    🔁 0    💬 0    📌 0