"به راستی راهی برای فرار از تاریخ وجود ندارد".
آریل دورفمن
اعتماد
ص ۱۴۳
@ketabkhan.bsky.social
کتاب درحال مطالعه: 🔸اعتماد - آریل دورفمن
"به راستی راهی برای فرار از تاریخ وجود ندارد".
آریل دورفمن
اعتماد
ص ۱۴۳
"بدترین چیزی که ممکن است برای کسی پیش بیاید این است عاشق عذاب خودش شود".
آریل دورفمن
اعتماد
ص ۷۳
"گاهی سکوت کردن راحتتر است. اما هرچه بیشتر سکوت کنیم، بعدن سکوت نکردن و حرف زدن سختتر میشود".
گئورگ دراگمان
ساحره
ص ۱۰۵
"درد کمکمان میکند به یاد بیاوریم، نهتنها مسائل دردناک که همهچیز را، چون باید همهچیز را به خاطر داشت، آنچه به یاد داریم وجود دارد اما چیزی که فراموشش میکنیم دیگر وجود ندارد، از گذشته محو میشود و از دنیا پاک".
گئورگ دراگمان
ساحره
ص ۸۶
"اولین برف تقریبن شبیه اولین پروانهی گوگردیرنگ در اوایل بهار، اولین آوای فاخته در ماه می، اولین شیرجه به زیر آب در تابستان و اولین گاز زدن به یک سیب پاییزیست".
پیتر هانتکه
بعدازظهر یک نویسنده
ص ۵۲ و ۵۳
"باید به وجود نوری باور داشت که در پرتو آن هرآنچه بوده است، حتی غایت سیهروزی و شر، سرانجام بر ما روشن خواهد شد".
امانوئل کارر
خصم
ص ۳۴
"گاهی فکر میکنم زیادی دقیق میبینم، مشکلم هم از همینه، زیروروی زندکی رو میبینم، ساختارش رو، مشکلم همینه، زیادی فکر میکنم؟".
جیمز وود
زمستان کوئریها
ص ۲۱۳
"چه میشود اگر یأس_یأس مهیبِ مهیب_ مدام در مراجعه باشد، درست به این خاطر که کسی نمیتواند زیر سؤالش ببرد؟".
جیمز وود
زمستان کوئریها
ص ۱۶۸
"تاریخ_یا بهتر بگوییم پیشرفت_غلطگیریها را اجتنابناپذیر میکند".
جیمز وود
زمستان کوئریها
ص ۱۲۳
"جهان را همچون قرصی میبلعی ولی بعد بالا میآوریش و قرص جهان، همراه تمام چیزهای مهم دیگر از درونت بیرون میریزد".
جیمز وود
زمستان کوئریها
ص ۷۱
"گاهی شاید واکنش منطقی به غم، هزارتکهشدن باشد".
جیمز وود
زمستان کوئریها
ص ۵۲
"در این دنیای وارونه یاد گرفتم سکوت کنم. سکوت کنم وقتی همهچیز در درونم میخواست فریاد بکشد و بیرون بیاید و پرواز کند".
سوزی زیل
عاشقانهای در آشویتس
ص ۶۸
"حالا که برای هیچکس نانی باقی نمانده، حال اردکهای پارک شهر چطور است؟".
عاشقانهای در آشویتس
سوزی زیل
ص ۲۷
"وقتی انسان خورشید را در سرزمینش میگذارد و میرود، چه کسی قرار است با چه نوری راه بازگشت را برای اون روشن کند؟".
ایوو آندریچ
روزی روزگاری در بوسنی
صفحهی ۴۶۵
"عشاق، زمان جدا شدن از یکدیگر واقعیت درونیشان را بهراحتی برملا میکنند".
ایوو آندریچ
روزی روزگاری در بوسنی
صفحهی ۳۰۹
"حتی خیالبافی راجع به زیباییها نیز بهایی دارد".
ایوو آندریچ
روزی روزگاری در بوسنی
صفحهی ۲۲۴
"نبردهای حقیقی و قطعی بر سر بقای شخصیت و درک تمام چیزهایی که فرد به تبع غریزه آنها را پنهان کرده، در مکانهایی رخ میدهد که دست سرنوشت او را به آنجا هل داده است".
ایوو آندریچ
روزی روزگاری در بوسنی
صفحهی ۱۶۷
"بدی ماجرا این نیست که ما پیر و ضعیف میشویم و میمیریم؛ موضوع این است که گونهی متفاوت جدید و جوانتری میآید و از پشت ما را هلمیدهد. این خودِ معنای مرگ است. کسیما را به سمت گور نمیکشد، بلکه از پشت به آن سمت هلمان میدهند".
ایوو آندریچ
روزی روزگاری در بوسنی
صفحهی ۷۹
"انسان مادامی که ارادهی مبارزه و زندگی داشته باشد، میتواند حتی به اعتبار یک کلمه هم زنده بماند".
ایوو آندریچ
روزی روزگاری در بوسنی
صفحهی ۲۳
"نویسنده باید بمیرد تا خواننده پی به حقیقت او ببرد".
اومبرتو اکو
آونگ فوکو
صفحهی ۸۷۴
"عمری را صرف گشتن دنبال فرصت میکنی بدون اینکه بدانی لحظهی سرنوشتساز، لحظهای که زندگی و مرگ را توجیه میکند قبلن گذشته است. باز نخواهد گشت،. ولی بوده است - پر، خیرهکننده، سخاوتمند مثل هر مکاشفهی دیگر".
اوبرتو اکو
آونگ فوکو
صفحهی ۸۷۴
"تنها راه شکست دادن شیطان این است که به او بباورانی باورش نمیکنی".
اومبرتو اکو
آونگ فوکو
صفحهی ۸۴۷
اگر این حسن تصادف نیست پس چیه؟ 🙂
12.05.2023 07:29 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0"تنم را نزدیک تو گرفته بودم، اما از طرفی احساس کردم که تو در پروازی، اوج میگیری، به طلا استحاله پیدا میکنی، درهای بسته را باز میکنی، اشیاء را در هوا به حرکت درمیآوری و من در دل تاریک تو رخنه میکنم"
آونک فوکو
اومبرتو اکو
صفحهی ۵۵۰
"ما برای خلق داستان آینده اینجاییم نه برای یادآوری چیزهای گذشته"
آونگ فوگو
اوبرتو اکو
صفحهی ۴۷۰
"من به این نتیجه رسیدهام که حتّی در پیشپاافتادهترین متنها میتوانم جرقهای پیدا کنم"
آونگ فوکو
اومبرتو اکو
صفحهی ۴۰۸
"پاسخ همهچیز درست جلوی چشم آدم است؛ گاهی واضح و گاهی کمی پیچیدهتر".
گابریلا آلهمان
در چاه تاریکیها
صفحهی ۸۸