اولین تاثیر فقر، کشتنِ فکر است، یعنی اگر شما به اندازه کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، برده بیاختیار پول خواهید شد. همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذرانِ زندگی میگویند.
24.01.2024 19:27 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0اولین تاثیر فقر، کشتنِ فکر است، یعنی اگر شما به اندازه کافی برای حیاتِ خود پول نداشته باشید، برده بیاختیار پول خواهید شد. همان شرایطی که طبقه متوسط به آن گذرانِ زندگی میگویند.
24.01.2024 19:27 — 👍 0 🔁 0 💬 0 📌 0«من حتی با خودم هم چیز مشترکی ندارم، چه رسد با دیگران»
17.01.2024 18:49 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0
تو اما وارد رگهایم شدی
و همه چیز تمام شد
خیلی سخت است بخواهم از تو شفا یابم
تو اما هیچوقت فراموش نکن
روزی که افتاده باشی
از زمین بلندت میکنم
اگر هم نتوانم
کنارت دراز میکشم!
{آنا} پیوسته تکرار میکرد «خدای من! خدای من!» اما نه ‹خدا› برایش معنایی داشت و نه ‹من›.
به جان جمله ی مستان که مستم
بگیر ای دلبر عیار دستم
مرا گفتی بدر پرده دریدم
مرا گفتی قدح بشکن شکستم
مرا گفتی ببر از جمله یاران
بکندم از همه دل در تو بستم
گمان مبر آنکه به تو دلداری میدهد، خود هیچ غم و رنجی ندارد و روزگارش نظیر همان واژگان آرامیست که به تو میگوید…
شاید که غصههای او بسیار بیش از تو باشد، که اگر غیر از این بود هرگز نمیتوانست چنین واژگان تسلیبخشی را پیدا کند.
در این زنجیریان هستند مردانی که مُردارِ زنان را دوست میدارند.
در این زنجیریان هستند مردانی که در رؤیایِشان هر شب زنی در وحشتِ مرگ از جگر برمیکشد فریاد.
من اما، در زنان چیزی نمییابم ــ گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش ــ
من اما هیچکس را در شبی تاریک و توفانی
نکشتهام
من اما راه بر مردِ رباخواری
نبستهام
من اما نیمههای شب
ز بامی بر سرِ بامی نجستهام.
هر انسانی به اندازه رازهایش بیمار است با خودتان روراست باشید
07.11.2023 13:40 — 👍 5 🔁 0 💬 0 📌 0
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باش
یار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکن
بد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبود
از نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
مرا از دور تماشا کن ، من از نزدیک غمگینم
دیگر سیبی نمانده
نه برای من
نه برای تو
نه برای حوا و آدم
…
ببین!
دیگر نمیتوانی چشمهام را
از دلتنگی باز کنی.
حتا اگر یک سیب
مانده باشد
رانده میشوم.
…
سیب یا گندم؟
همیشه بهانهای هست.
شکوفهی بادام
غم چشمهات
خندیدن انار
و اینهمه بهانه
که باز خوانده شوم
به آغوش تو
و زمین را کشف کنم
با سرانگشتهام.
زمین نه،
نقطه نقطهی تنت.
…
بانوی زیبای من!
دستهای تو
سیب را
دلانگیز میکند
در کف خرس خر ، کون پاره ای
غیر تسلیم و رضا کو چاره ای ؟
اگر هر سیستم و فلسفی ای در یک جای دنیا
موفقیت داشته باشد فلسفه ی ایران و ایرانی همان فاتالیسم است و راست راستی راه دیگری را هم نمی شودانتخاب کرد
فروغ فرخزاد یکجا گفته: «هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم.»
12.10.2023 18:52 — 👍 2 🔁 0 💬 0 📌 0
در سال ۱۸۰۹ بتینا برای گوته نوشت:
"تمایل شدیدی دارم که شما را برای همیشه دوست بدارم"
این جملهی بهظاهر پیش پا افتاده را به دقت بخوانید.
از کلمهی عشق مهمتر، کلمههای "همیشه" و "تمایل" است!
آنچه بین آن دو جریان داشت، عشق نبود،
جاودانگی بود ...
حــالِم چـو اسـیریسـت کـه هـنگامِ فـرار
یادش افتاد کسی منتظرش نیست،نرفت …
بدون وحشت از خدا میپرسید که آیا واقعا خیال میکند مخلوقاتش از آهن درست شدهاند که بتوانند
این همه درد و بدبختی را تاب بیاورند.
دوستان از این به بعد تصمیم گرفتم تمام پادکستهایی که به صورت روزانه خودم گوش میدم و لذت میبرم رو تو توييتر( اکس) به اشتراک بزارم ⚘️⚘️
23.09.2023 09:59 — 👍 2 🔁 0 💬 0 📌 0
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد
هم رونق زمان شما نيز بگذرد
در مملكت چو غرش شيران گذشت و رفت
اين عوعو سگان شما نيز بگذرد
آن كس كه اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نيز بگذرد
سر به پاى مادران
وآنهمه رنج گران
هر يكى جامهدران:
تا جوان آمد به بار
بر كشيدندش به دار!
ميم و هـ - سين و الف
مُفتيان خونخوار و خِف!
ملّتى را مىكُشند
پيرمردانى خِرِف!
مرخص از عقل دُرُست
چهرهها نامُنعطف!
باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود
15.09.2023 11:12 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
«چهقدر خودت را عذاب میدهی، چهقدر خودت را به خاطر زندگی میآزاری! این چیزهایی که از آنها شکایت میکنی، همان زندگی است؛ هرگز برای هیچکس یا در هیچزمان، بهتر از این نبوده است.»
ژرژ ساند/ نامه به گوستاو
از نامه های صادق هدایت به حسن شهید نورائی
10.09.2023 20:42 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0از نامه های صادق هدایت به حسن شهید نورائی
10.09.2023 20:42 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
اینچ میگویم به قدر فهم تست
مردم اندر حسرت فهم درست
بدترین حالت ماجرا این است که طاقتمان تمام شود و به روی خودمان نیاوریم و تا زمان مرگ ادامه دهیم...
خیلیها اینطور زندگی میکنند.
دستاندازِ کم طاقتی را رد کردهاند و افتادهاند توی سرازیری عادت!
اوریانا فالاچی
سهم من بوسه گل نیست سهم من زخم یه خاره
سهم من کجا نسیم سهم من موج و غباره
کسی در من که غمگینه همیشه
دلی که تنها باشه جز این نمیشه