emad s.'s Avatar

emad s.

@3mud3am.bsky.social

Poet

20 Followers  |  14 Following  |  48 Posts  |  Joined: 25.10.2023  |  1.6147

Latest posts by 3mud3am.bsky.social on Bluesky

Post image

یادآوری یک قطعه‌ی کوتاه...

22.04.2025 08:22 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

شاید حق با تو باشه :))

16.04.2025 07:10 — 👍 0    🔁 0    💬 0    📌 0

معما

14.04.2025 10:22 — 👍 1    🔁 0    💬 1    📌 0

شما تاج سر من کم سعادت بودم کم میومدم ز جانم
❤️😇

08.04.2025 18:30 — 👍 0    🔁 0    💬 0    📌 0

نظریه کلی عارف دیگه هم باید باشه گمونم

08.04.2025 18:30 — 👍 1    🔁 0    💬 0    📌 0

واقعا «هیچ‌جا خونه آدم نمیشه»
مگه نه؟
:)

08.04.2025 10:57 — 👍 1    🔁 0    💬 1    📌 0

یعنی نور واقعا بچه‌ی تاریکیه؟!

08.04.2025 10:56 — 👍 1    🔁 0    💬 1    📌 0
Post image

جای ما به قاصدک‌ها، پاییزخبرکن هم میگن...
پاییزخبرکنها همیشه از بهار
خبرِ پاییز رو میدن

06.04.2025 10:59 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0
Post image

t.me/demonkratia/...

15.03.2025 10:18 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0
Post image 08.03.2025 10:17 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

این آسمون آبی بهم نشون نمیده که چه کسی فالوم کرده، عجب!

06.03.2025 07:52 — 👍 2    🔁 0    💬 0    📌 0
Post image Post image

یادآوری از یک قطعه‌ی تقریبا قدیمی:

04.03.2025 18:25 — 👍 2    🔁 0    💬 0    📌 0
Preview
DEMOnCRACY سروده‌ای از آلخاندرا پیسارنیک از «اشعار فرانسوی»، [تصویری از شاعر، و نسخه‌ی دست‌نویس این قطعه، به همراه ترجمه فارسی.] #پیسارنیک ت:ع.س. @demonkratia

سروده‌ای از آلخاندرا پیسارنیک
از «اشعار فرانسوی»،
[تصویری از شاعر، نسخه‌ی دست‌نویس این قطعه، به همراه ترجمه فارسی شعر در کانال تلگرام]
t.me/demonkratia/...

28.02.2025 08:20 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

‏«زیرا تنها سر آن دارم که نیستی‌ام را بشناسم.»

-پاسکال

27.02.2025 16:00 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

مرسی محمد جان 🍻

27.02.2025 16:00 — 👍 0    🔁 0    💬 0    📌 0

خود کتاب با سوال ژان‌لوک نانسی شروع میشه، در ادامه ادبیات و اندیشه و زندگی باتای رو احضار می‌کنه و با «مرض مرگ» دوراس به گفتگو و اندیشیدن در میاد، تا شاید سوالی رو با ما و با معنایی مأنوس‌تر تکرار کنه... اجتماع؟ چرا اجتماع؟
و از آنها، از «اجتماع آنهایی که اجتماعی ندارند...»!

25.02.2025 17:49 — 👍 1    🔁 0    💬 0    📌 0
Post image

‏اول که با پ درباره‌ این کتاب حرف میزدیم اجتماعی نامعهود رو بین خودمون نقطه‌ فهم قرار دادیم. بعدتر وقتی اجتماع رو از دیگر سو زیستیم، دیدیم، در واقع این اجتماعیه که بهت وعده داده نشده، مگر اینکه وعده‌ش خودت باشی، یعنی بسازیش، و بعد هم نتونی اقرار و اعترافش کنی: این شکل کمونیسم.

25.02.2025 17:49 — 👍 5    🔁 0    💬 2    📌 0

‏بذارید چشمهام رو ببندم و جمله‌ای از غیب بگم:
«اولین منتخب دموکراسی ایرانی آزاد، یک زنه!»

21.02.2025 09:15 — 👍 2    🔁 0    💬 0    📌 0
Post image

یادآوری قطعه‌ای کوتاه که حدودا دو سال پیش نوشته بودم:

«پروانه‌وار جهان را با دستهایت مزه‌مزه کرده‌ای
نقش بسته‌ای بر قلب آوندآوند درخت
حال بال گستران که
آفتاب در رگ‌های تو ریشه دارد. . .
هرجا که تو به پرواز درآیی،
روشنایی عادلانه قسمت می‌شود.»

19.02.2025 15:33 — 👍 4    🔁 0    💬 1    📌 0

رفتم ارزون‌ترین آرایشگاهی که میشناختم تا با قیمت کم و رضایت کامل اجازه بدم برینه تو موهام، ۱۵۰ برابر افزایش قیمت داشت :)

17.02.2025 17:54 — 👍 2    🔁 0    💬 0    📌 0

دلم میخواد زن بگیرم ...

17.02.2025 14:41 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

چایی نمی‌خورم زیاد گفتم برای تو بریزم خستگیت در بره... ولی از ریفلاکس معده گفتی آی امان امان 😅

16.02.2025 19:15 — 👍 1    🔁 0    💬 1    📌 0

‏احساس میکنم از ماراتونی که احمقانه فرضش میکردم نتیجتا عقب افتادم، سعی دارم، نه: دوست دارم، یا فقط گاها فکر میکنم سر راهم یه کنکور دکتری هم بدم، متوجهی؟!

16.02.2025 19:06 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

بریزم چایی برات آبجی؟

16.02.2025 19:06 — 👍 1    🔁 0    💬 1    📌 0
Preview
DEMOnCRACY «مغاک» شارل بودلر پاسکال مغاک خود را داشت، با خود او حرکت می‌کرد. ـ دریغا! همه مهلکه است، ـ عمل، آرزو، رویا، کلام! و روی موی تنم که راست می‌ایستد تمام احساس می‌کنم بادِ ترس مدام می‌گذرد. بالا، پایین...

ترجمه‌م از شعر «مغاک» بودلر رو گذاشتم و چند خط هم درباره‌ش نوشتم:
t.me/demonkratia/...

14.02.2025 19:53 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

نظرم اینه از شهر ایکس اومدیم یه شهرک حاشیه‌ای به اسم آسمان آبی و تو بلوک فارسیش یه سوییت یا یه آپارتمون گرفتیم..

14.02.2025 10:42 — 👍 3    🔁 0    💬 0    📌 0

کاش منم خواب میدیدمش ز جانم برام یه بار بگو خوابت رو... انگار در تعابیر خواب سگ همراه آدم شخص عزیزیه برای ما، بغل و قلبْ خواهرِ جانم...
اینجا، در پایان، سگ سیاه تو سفیدی برف دوید و رفت و منم پیچیدم تو خیابون خونه‌مون :(

14.02.2025 09:52 — 👍 2    🔁 0    💬 1    📌 0
Post image

چون فسرده و غمگون و خمود و مجروح بودم زدم بیرون از خودم، از خونه. یه بطر الکل بزرگ خریدم و تو کیسه پلاستیک سیاه پیچیدم، مثل دائم‌الخمرها میخوردم و مدید راه میرفتم، تمام این مدت، سگی سیاه، به سان سگ سیاه افسردگی دنبال و مراقبم بود... سینه‌ی این سگ که قالبی سیاه داشت سپید بود اما........

14.02.2025 09:21 — 👍 5    🔁 0    💬 1    📌 0

دم خودت گرم ز جان من
به منم چسبید، می‌خوام به همه موجودات بگم، از انس و چیزهایی که انسون شیء میپنداره...

12.02.2025 18:35 — 👍 0    🔁 0    💬 0    📌 0

منم باهاش خودم زاویه داشتم، ضدیت داشتم یعنی، ارشد دفاع کردم روش ولی 😅
خیلی خفنه...

12.02.2025 17:30 — 👍 1    🔁 0    💬 1    📌 0

@3mud3am is following 10 prominent accounts