عیسی در ساعات غیرکاری

عیسی در ساعات غیرکاری

@jesusoffwork.bsky.social

coward with a cause

79 Followers 66 Following 1,073 Posts Joined Feb 2025
5 months ago

چرا بابا، هنریه برا خودش :)) فک کن مثلاً ده سال دیگه یه عرق‌کشی آرتیزانال داشته باشی که با گیاهان و ادویه‌های مختلف لیکورهای خیلی خاص تولید می‌کنه. همه‌هم دعات می‌کنن :))

2 0 0 0
5 months ago

پس هیچی، دشمنت همون نظام تقسیم کاره و هرکه بامش که برفش بیشتر :(

1 0 1 0
5 months ago

رقیبتم در این نبرد فک کنم پاریس باشه که متأسفانه خیلی قویه

1 0 1 0
5 months ago

moonshining :))

2 0 1 0
5 months ago

میشه با ایده‌های آدما مخالفت کرد، میشه نقد کرد و کلاً همه‌چیز نوشته رو زیر سؤال برد، میشه اصلاً گفت آقا من حالم از شکل نوشتنت بهم می‌خوره و رتوریک و استتیک کارت محمل این ایدئولوژی‌های مزخرفه. ولی اینکه بگی اینجوری ننویس اونجوری بنویس خیلی رو مخه. خیلییییی.

پایان واقعی

8 0 0 0
5 months ago

اصلاً به نظرم به عنوان یک حکم کلی افرادی که کنسه می‌دن که اینطوری ننویس اونطوری بنویس یا اصلاً تجربهٔ جدی نوشتن ندارن، یا از توهم ابژکتیویته و نوشتن در مقام ابزار انتقال پیام رنج می‌برن.

پایان حرص خوردن.

7 0 1 0
5 months ago

چیزی که به آدم فشار میاره اینه که اسمت اگه به جای عیسی جیزز باشه دیگه اشکال نداره فشرده بنویسی، خیلی هم نشانهٔ خفنیته.

7 0 1 0
5 months ago

ولی چون مؤدبم می‌گم راستش از دست دادن خوانندهٔ بی‌حوصله برام اهمیتی نداره.

8 0 1 0
5 months ago

همیشه دلم می‌خواد به آدمایی که می‌گن فلان متن رو خوندم، خیلی فشرده بود، کاش کمی ساده‌تر بنویسی بگم کاش تو هم‌ بکشی.

9 0 1 0
5 months ago

ایَم از محدودیت‌های تخیل انقلابی ما :(

2 0 0 0
5 months ago

(گفتم حالا که رفتیم‌ در کار ایشالا چرا تا تهش نریم؟)

0 0 1 0
5 months ago

ایشالا تریبون آزاد جلوی تمام دانشگاه‌های ایران

0 0 1 0
5 months ago

ولی واقعاً هم فکر بدی نیست یه زمانی یه سمینار(خیلی سفت‌وسخت)ی راه بندازیم، هر جلسه یه نفر یه جستار بذاره وسط

0 0 1 0
5 months ago

ای کاش دانشگاه بود ولی 💔

1 0 0 0
5 months ago

یه مدت دانشکدهٔ انگلیسی کار می‌کردم و نصف روز زبان روزمره‌م انگلیسی بود. اون موقع بی‌تفاوت بودم نسبت بهش. الان واقعاً دلم تنگ میشه برای انگلیسی حرف زدن. زبان‌های دوم واقعاً به دهن آدم‌ مزه می‌دن. وقتی ازشون دور می‌افتی می‌فهمی جاشون چقدر در زندگی روزمره‌ت خالیه.

7 0 0 0
5 months ago

طبعاً سمینار هم باید به انگلیسی می‌بود. چون استاین خوندن به السنهٔ دیگه کار درستی نیست.

6 0 2 0
5 months ago

البته علامت سؤال نداره. خانم استاین کلاً به علامات سجاوندی علاقه نداشتن. به جز نقطه.

5 0 1 0
5 months ago

ای کاش بستنی داشتم

(و یه سمیناری که با «ادبیات انگلیسی چیست؟» گرترود استاین شروعش می‌کردیم)

8 0 1 0
5 months ago

دقیقاً! مهمترین روش واترقیدن. و البته سمپتوم بیماری خودایمنی دانشگاه که این آفات فکر رو بدل به منابع آموزشی می‌کنه.

2 0 1 0
5 months ago

امیدوارم این نظرم نامحبوب نباشه که هر کتابی که اسمش هست «روشها و راهبردها در فلان [یکی از علوم انسانی یا زیرشاخه‌هاش]» ضرورتاً و کتگوریکلی کتاب مزخرفیه و به ویژه برای مقاصد آموزشی باید ازش پرهیز کرد.

10 0 1 0
5 months ago
YouTube
Thomas Pavel, "The History of the Novel" YouTube video by UChicago Division of the Arts & Humanities

شما رو نمی‌دونم، ولی من واقعاً کلان‌روایت‌ دوست دارم، حتی اگه با کنهش مخالف باشم:

5 0 0 0
5 months ago

و زیبا از لحاظ همپوشانی معانی دوگانهٔ swear

2 0 1 0
5 months ago

آره، شرح داستان کار رو به جاهای باریک می‌کشوند :))

1 0 0 0
5 months ago

ممنوع رو نمی‌دونم، کلا زیاد شناخته شده نیست به گمانم، ولی فک کنم اسمش تو کتابای درسیمون بود، احتمالاً در کنار منظومه‌های عاشقانه -- ویس و رامین ولی همیشه ممنوع بود و حتی اسمشم نمی‌بردن.

1 0 0 0
5 months ago

واقعاً الحذر! دیروز و امروز بعد از مدت‌های خیلی زیاد چند صفحه‌ای از طامات این بزرگان رو که در یه متنی نقل شده بود خوندم یادم اومد که واااای چقدر مهمل می‌بافتن بندگان خدا :)))

2 0 1 0
5 months ago

خیلی عجیبه، سلامان از یک مادر مصنوعی زاده میشه بعد داده میشه به دایه‌ای (ابسال) که عاشقش میشه و پدرش دسیسه می‌چینه و دایه رو می‌کشه.

6 0 2 0
5 months ago

و چه داستان عجیبی :)))

1 0 1 0
5 months ago

پس در شش روز پیش رو هر روز تبریک بگیم 🎉🎊

1 0 1 0
5 months ago
Preview
a man in a suit and tie is sitting in the back seat of a car smiling . ALT: a man in a suit and tie is sitting in the back seat of a car smiling .

فروید بعد از خوندن سلامان و ابسال:

8 0 2 0
5 months ago

اصلاً و ابداً حوصلهٔ نوشته‌های عرفا رو ندارم، حتی در حد نقل قول. تقلیل تفکر به تصعید واقعاً عقل رو زایل می‌کنه و دروازهٔ مهمل‌گویی رو باز.

10 0 0 0