Khonyagar

Khonyagar

@khonyagar.bsky.social

چقدر حرف نمیزنی چرا؟

30 Followers 27 Following 20 Posts Joined Jul 2023
2 years ago
Post image

ای صبا نکهتی از پیچیدن طومار استبداد بیار
ببر اندوه دل و لبخند شیرین کودکان کار بیار

2 0 0 0
2 years ago

@navid279.bsky.social
عامو نوید چطوری یهو غیب شدی،چطو شدی
روبراهی؟کسالت و مریضی که نداری انشاالله؟
حداقل از حالت خبرمون کن

1 0 0 0
2 years ago
Post image

شب بود بیابان بود زمستان بود
لعنت بر ذاتِ آخوند فراوان بود

1 0 0 0
2 years ago
Post image

گفتم آهن دلی کنم چندی
ندهم دل به هیچ دلبندی

3 0 0 0
2 years ago
Post image

غم مخور

4 0 0 0
2 years ago
Post image

نهال آزادی

5 0 0 0
2 years ago
Post image

هرگز حضور حاضر غایب شنیده ای؟

2 0 0 0
2 years ago
Post image

بی تو هم به سر شد و چیزی نشد

2 0 0 0
2 years ago
Post image

جانا ز فراق تو اين محنت جان تا کي

دل در غم عشق تو رسواي جهان تا کي

2 0 0 0
2 years ago

مگر خدا ز رقیبان تو را جدا بکند

عجب خیال خوشی کرده‌ام، خدا بکند

سزای مردم بیگانه را دهم روزی

که روزگار تو را با من آشنا بکند

2 0 0 0
2 years ago
Post image

گریه را به مستی بهانه کردم
شکوه ها ز دست زمانه کردم
آستین چو از چشم برگرفتم
جوی خون به دامان روانه کردم
از چه روی، چون ارغنون ننالم
از جفایت ای چرخ دون ننالم
عارف قزوینی

3 0 0 0
2 years ago

وینچنین گردن فراز
بر تازیانه زار تحقیر
گذشتن
و راه را تا غایت نفرت
بریدن.
آه، از که سخن می گویم؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگ خود آگاهانند.

3 0 0 0
2 years ago

هر که بپرسد ای فلان حال دلت چگونه شد

خون شد و دم به دم همی از مژه می‌چکانمش
سعدیِ جان

3 0 0 0
2 years ago

رود بارهای دو گانه ی غرناطه
از برف به گندم فرود می آید
دریغا عشق
که شد و باز نیامد
دریغا عشق
که بر باد شد

گارسیا لورکا
ترجمه احمد شاملو

2 0 0 0
2 years ago

کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی

کانچه گناه او بود من بکشم غرامتش

هر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل

گوش مدار سعدیا بر خبر سلامتش

4 1 0 0
2 years ago
Post image

باز عدم گردم عدم چون ارغنون
گویم ات انا الحقیقت داغنون

5 1 0 0
2 years ago
Post image

منم همینطور کاکو، منم همینطور

2 0 0 0
2 years ago
Post image

ای درد توام درمان در بستر ناکامی
و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی

2 0 0 0
2 years ago

جان رفت در سرِ می و حافظ به عشق سوخت

عیسی دَمی کجاست که احیایِ ما کند؟
حضرت دوست حافظ شیراز

6 1 2 0
2 years ago

درِ چشمْ بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
جناب استاد سخن سعدی

5 0 0 0