و من بر رشته صدایی ره سپردم
که پایانش در تو بود…
-سهراب سپهری
و
انسان بیاندوه
تنها سایهای
از انسان است...
#نزار_قبانی
گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
گاهی نمی شود
که نمی شود
که نمی شود
«رُبما لم يكن شيئًا مهمًا بالنسبة لك…
لكنهُ كان قلبي!»
«شاید برای تو چیز مهمی نبود…
اما آن قلب من بود!»
به نصیحت نیازی نداریم. گاهی فقط نیاز داریم بشنویم که در تحملِ رنجِ زندگی تنها نیستیم ..
زمانی فرا می رسد
كه بايد رفت
حتی اگر
جاى مشخص و
مطمئنی در انتظارت نباشد...
میدانی اولین بوسه ی جهان چهطور کشف شد؟
برخی از ما نه تنها گذشته ی خود را حمل میکنیم، بلکه گذشته پدر و مادرهایمان را نیز همراه داریم.
درد، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و تا آن را بررسی نکنیم، این چرخه را هیچگاه برهم نخواهیم زد.
نیمه_تاریک_وجود دبی_فورد
مارکو : از بوسه من خوشت نیومد؟
ورونیکا : کاش گناه نبود تا کاملاً لذت میبردم ...
مارکو : ما گناه میکنیم تا خدا بخشنده بمونه ...
ورونیکا_تصمیم_میگیرد_بمیرد
همه چیزهای از دسترفته یک روز برمیگردند اما درست وقتی که یاد میگیریم بدون آنها زندگی کنیم ...
گاهي با دویدن برای رسیدن به کسی نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت؛
پس با کسی بمان که نصف راه را به سمتت دویده باشد...!
برای مردم زندگی نکن! تباه میشوی.
غمگینترین آدمها کسانی هستند که برداشتِ دیگران برایشان زیادی مهم است.
اگر چیزی خوب پیش نمیرود
فقط دو توضیح برای آن وجود دارد:
یا مقاومت شما آزموده میشود یا باید جهت خویش را تغییر دهید.
کیمیاگر پائولو_کوئلیو
من اگر از شما صداقت و صمیمت میخواهم،
اول باید خودم با شما صادق و صمیمی باشم ...
اگر انسانی خود را کوچک کند
هر بلایی سرش بیاید حقش است.
از آینه ماشین به اتوموبیل پشت سرمان نگاهی می اندازد و می گوید: این ها رو نمی فهمم، نمی فهمم چرا بوق می زنه وقتی می بینه جلوم بسته است خوب بوق می زنه که من کجا برم؟می گویم فکر نمی کند او فقط بی قرار است مضطرب است عصبانی است بدون این که فکر کند عمل می کند به شکلی کاملاً غریزی!"
غریزی؟ پس انتخاب کجاست
ما نسل بدبختی هستیم. دستمان به مقصر اصلی نمیرسد، از همدیگر انتقام میگیریم..
#عباس_معروفی
تنها کاری که دارم تخیل کردن توست
سعی میکنم خوب انجامش دهم، همین
نمیدانم چرا اینقدر خالی شدهام نه حرفی برای گفتن دارم و نه کاری برای کردن...
او هم چشمهایش را میبندد و به من فکر میکند؟ او هم چشمهایش را میبندد و لبخند میزند؟
تو نمیدانی
اما امشب عجیب دلم میخواست
دست هایت را به روی چشم هایم میکشیدی...
تانیا قبل از آنکه خودکشی کند ظرف هارا شسته بود
-🐋
پنج شنبه
نامِ زنی است
تنها و سر درگُم
که هر روز از
پشتِ پنجره ی دلتنگی اش
بین رفت و آمدِ آدمها
آمدنِ کسی را
انتظار می کشد .
#پنجشنبه
تو عاشق غروب ها بودی
و من دلتنگ طلوع ها ..
بتاب...
اصلا بیا
چشم هایم برای تو...
به سبک محمود درویش دلبری کنید؛
«انّی وُلدت لکی أحبّک»
زاده شدم تا تو را دوست بدارم...
گاهی فکر میکنم
چند سال
چند دقیقه
چند ثانیه
چند لحظه طول کشید که نظرات بقیه خواسته و ناخواسته مارو بکشونه به جایی که به خودمون میایم میبینیم حتی دیگه خودمونو نمیشناسیم
حتما یه راهی باید باشه که جلوی این نابودی رو گرفت ، امیدوارم یه روز جوابی براش پیدا کنم
انسان مهم تر است یا عقیده !؟؟
در نهایت متوجه خواهید شد
که چیزِ زیادی نمیخواستید
بلکه از شخصِ اشتباهی میخواستید ...
روزی نو ،صبحی نو ،کاش میشد مغز و قلبم نو میشد !