Bahrain put forward a resolution for the UN Security Council (why bother with the powerless General Assembly) to condemn Iran for attacking Arab Gulf states and Jordan. All voted in favor with China and Russia abstaining. Yet, no one is voting to condemn the US and Israel for starting the war.
چشمام میبینن ولی مغزم نمیتونه پردازش کنه که اینجا تهرانه! اینجا خونهست!
ساده ترین چیزها هم کش میان و مثل کوه میشه وزنشون
دلم برای زندگی معمولی و دغدغه های خیلی معمولی تر تنگ شده!
🫂🥺
راه تغییر ما چیه؟
- راه نهادسازی و #انقلاب ه.
* این رو کجا میشه خوند؟
- تمام تجربه بشر و تاریخ جنبشهای مردمی که به تغییر پایدار رسیده.
* راه جنگ سریعتره.
- راه تغییر از راه #جنگ رو کجا میشه خوند؟ چون لیترالی تجربههای تاریخی میگه fail میشه و به تغییر پایدار نمیانجامه.
I was in a 2 hour briefing today on the Iran War. All the briefings are closed, because Trump can't defend this war in public.
I obviously can't disclose classified info, but you deserve to know how incoherent and incomplete these war plans are.
1/ Here's what I can share:
When a US missile killed 160 children, president shits-a-lot claimed Iran stole the missile and fired at the school. When asked why he was the only one making this claim, he said "because I just don't know enough about it".
Go ahead. See if you can make this make sense.
(Source: RB Hubbell)
دچار brain fog وحشتناکی شدم.
آن کال هم هستم از جمعه و شاید بتونید تصور کنید که وسط priority incident که پیجم میکنن که برو فلان کار رو بکن اینطوریم که من کیم، این چی میگه؟ و اینجا کجاست؟! در انتها ما سه تا رو کجا دارید میبرید!
سمت راستی منظورم بود 😁
هر دو تا عکس خیلی قشنگن. مخصوصا سمت چپی.
شاید باور نکنی ولی اونجا که فرمون رو ول کرده بود و چرخیده بود سمتم تاکید روی پسر کاکل زری داشتن کرد :)))))) گغتم اینم بگم که گزارش رو کامل داده باشم :))
:))))))
یه جایی هم کلا فرمون رو ول کرده بود برگشته بود سمت من منتظر بود پسر وایت کانادایی رو از تو جیبم براش در بیارم
توهم برو یه پسر کانادایی پیدا کن برا خودت یه بچه هم بیار خوب مبشه!
در تموم این مدت هم من ساکت بودم و سعی میکردم خودمو از ماشین پرت نکنم بیرون!
کاندا واقعا خراب کرده! این همه مسلمون و سومالیایی و اغریقایی وعرب و اینا برا چی راه میدن ابنجا! من هی مبرسونمشون میرن مرکز اسلامی فیلان چا! پول همین مرکزها هم از پل ما تو ایرانه! زمان احمدی نژاد این بپول ها رو خارج کردن اینچا مرکز بسازن! واقعا نباس اینا رو راه بدن!
در اخر برگشت سمت من گفت /
اول این طوری که ابنها هفته دبگه این موقع رفتن و دیگه شرکت های خارجی میان سریع اونجا ایجاد شغل میکنن و این خرابی ها درست میشه! کار رژیم تمومه!
بعد اینطوری که ببین این سیاه ها چقدر بچه میارن! هر بچه ۷۵۰ دلار! چند تا مبارن بهد دیگه سرکار نمیرن که! بچه خرجی نداره! بهشون نون خشک اب میدن!
بعد رفت سراع /
آقای اوبری مرد ایرانی بود که تازه ۸ ماه بود از ایران اومده بود. واقعا احساس میکنم ابنها توییه دنیای دیگه زندگی میکنن! یه ایران دیگه بودن و به کانادای دبگه هستن. طول مسیر یک ربع بیشتر نبود ولی نژادپرستانه ترین حرف ها رو شنبدم! چون گوشهام خونریزی کرد شما هم اینجا باید بخونید!
چیزی به عنوان «زیرساختهای جمهوری اسلامی» نداریم. همه چیز زیرساختهای ایرانه.
در توانم نبست ببینم
توی لینکدینم هم هرکی از همین تنکیو ها گذاشته رو یکییکی دارم ریمو میکنم با حتی لایک
گازوییل شد ۲ دلار. یعنی قیمت مواد غذایی میره بالا. یعنی این هفته ممدا و سمیههای تورنتو که از قضا طرفدار جنگن، باز میان تو ایکس که دولت لیبرال هندیا رو راه داد و رید تو اقتصاد کانادا و اگه محافظهکارا بودن ما شدهبودیم جزء آمریکا و همه چی عین زمان شاه مجانی میشد.
یه جوری کالچر ایرانی رو پروموت کردم که دیشب داشت دنبال کتری و قوری میگشت که بخره چایی دم کنه!
اینو چون ترسیدم توی توییتر بنویسم اینجا میگم. وقتی میبینم مینویسن من رو توی فرودگاه مهراباد اذیت کردن پس آخ جون که زدن.من رو توی پالایشگاه چون مانتوم کوتاه بود راه ندادن پس اخ جون که زدن،به بزرگواری پرستو فروهر بیشتر فکر میکنم. مادر و پدرش رو سلاخی کردن نهایتا هم گفت دادخواهی رو به انتقام ترجیح میدم
همه چی داره از معنی تهی میشه. انگار داریم سقوط میکنیم ته چاه. همه چیز معوجه. نوشته انتراپیک به امریکا کمک کرده هدفهای بمباران رو اتنخاب کنه و احتمالن دلیل اینکه مدرسه رو زدن این بوده که از llm استفاده کردن. همین anthropic ی که اون مدیر عامل پفیوزش توهم زده که Calude روح داره و conscious ه.
عزیزم :)
دیشب با حال خیلی بد رفتم تو تخت و باید ۶ صبح بیدار مبشدم کارمیکردم بخاطر تغییر ساعت.
الان با میگرن، تهوع، اضطراب و غمی بسیار بزرگ در خدمتتون هستم.
خوشحالم که برگشتی 🫂
میخواستم بهش دربازه بمب گرانشی و اینا بگم ولی اسمش رو بلد نبودم و هی داشتم دست و پا میزدم که منظورمو بهش برسونم که یهو تو استتیصال با اشکی که تو چشمام جمع شده بود گفتم اصلا من چرا باید این ها رو بلد باشم آخه!
کنار ما باش که محزون به انتظار بهاریم…
من امروز روز دوممه و یه جورایی دارم با بی خبرموندن و ابهام دست و پنجه نرم میکنم.
یک خشتگی بی انتها رو دارم تجریه میکنم! بند بند اجزای بدنم درد میکنه! سرکار کوچکترین تسک ها بی نهایت زمان میبرن و حس میکنم چقدر نمیفهمم هیچ چیز رو!
صبح مسیج داد که شب خونه تو باشیم. گفتم اوکی! الان تکست دادم ببخشید نمیتونم خیلی خستمه! حتی فکر کردن به کارهایی که قبل اومدنت باید انجام بدم خستم میکنه!