ممنونم. ایشالا این تبریک رو به شما هم بگیم...
من با این فسقل جدید و ماه رمضون یه جوری ساعت خواب بدنم به هم ریخته که اون موقع که باید خوابم عمیق بشه، یهو بیدار میشم!
به نظرم من تبریک هم نگفتم 🤦🏻♂️
یعنی فکر نمیکردم اینجا به راه باشه هنوز. خیلی خبر خوبی بود و تبریک میگم. ایشالا پای هم پیر شین و عاقبت به خیر
میخواین از حرفای من علیه اون مرد تنهای زحمتکش استفاده کنین. سکوت میکنم
زمان خوبیه برای استغفار
من و سرکار خانم همسر عاشق مهمونی گرفتنیم. امسال البته خونه قرنطینهاس.
مادرخانم خیلی خوبه 😁
خیلی وقت بود نقاشی ندیده بودم 👌🏻
عه شما اینجا هم هستین؟
دیگه حالا خوب نیست از حسودیم بگم و اینا. ولی از این دوره زمانی لذت ببرین، بعدش هم به نصیحت فرتوت گوش بدین :)))))
والا فقط شمایی که توی تیم روبهرویی :)))
ولی جدی دو هفته کجا بودین یعنی؟ دورهای چیزی؟
دو هفته؟! مجموع سفرهای مجردی من قبل ازدواج دو هفته نمیشه :)))
زین حبیبی
مخصوص آبتنی
درست!
چون همون زمانها حاکمان گراشی بر مناطق فراساحلی جنوب حکومت میکردن که از بخشهایی از بوشهر گرفته تا شما هرمزگان، جنوب فارس و بخشهایی از کرمان رو شامل میشده. در این دوره گهگاهی لنگه هم زیر حاکمیت لارستان بوده.
حوزه قلمروشون کجاها بوده؟
طرقبه یا شاندیز؟
دیروز شنیدم تکه زمینی که من سال 93 مفت فروختم رو حدود 3 میلیارد تومن فروختن. تا پارسال واسه اینم حسرت میخوردم. ولی اون زمان پول اون زمین شد پول رهن خونهام توی تهران که یکسال و اندی از ابتدای زندگی مشترکم رو اونجا گذروندیم و لذت بردیم. دیروز که این خبر رو شنیدم دیگه اون حسرت قبلی هم سراغم نیومد :))
بزرگترین اشتباه حسرت گذشته و امید واهی به آیندهاس. خیلی آدما رو دیدم که یا توی گذشته و اگرها سیر میکنن و از وضعیت فعلیشون لذتی نمیبرن. خیلی خیلی بیشتر هم آدمهایی هستن که در جستوجوی آرزوهاشون توی ریلهای اینستاگرام هستن و با اون آرزوهای دور و دراز شب و روز میکنن. هر جفتشون هم از زندگی امروزشون ناراضین
دیگه باید یه چیزی میگفتم 😅
حالا شما واسه هم نوشابه باز کنین لیکن بشرین مدیون عقل مرده
چی نه؟ چرا در تعداد کلمات خسّت به خرج میدین؟
انشاءالله ولی الان هم هرچی فکر میکنم از اون دو کلمه این جمله در نمیاومد :))
ما رو از کارهاتون محروم نکنین :)
میخواین برین تو کارش؟
گفته بودم آبرنگ دوست دارم 😌
#کنج_دنج ایران
دیگه ننه گفت اصرار نکنیم
یعنی اصرار کنیم هم نمیگه؟
درد ما درد خماری است که با یک بوسه
روی انگور ضریح تو دوا میگردد
من هم این تجربه رو دارم؛ با این تفاوت که چون برای نماز صبح صدام زدن حس خوبی گرفتم :)