سلام!
مال منه؟ 😂
هزار معنیِ دیگر
به غیر از آنچه تو دانی
درون عشق نهفتهست
کجاست آنکه تواند یک از هزار شمارد؟
یکی همین نزدیک
قناریای که به آواز گرم خود کوشد
جدار سرد قفس را ندیده انگارد...
#شفیعی_کدکنی
#شعر
اول بلواسکای بود یا دعوتنامه؟
آغوشت درآورم.
بگذریم! تابستان گرم بود و سرد شد به وقت رفتنت؛ آنطور که جوراب سوراخ طوسیام هم ندانست گرم شدن را...
در تابستان میوهها میرسند و تو که عاشق هندوانه بودی میروی.
میوههایی که میرسند، میگذارند میروند؛ کدام شاخه است که میوهاش را بگذارد و برود؟
مفت بازم اصلا! گرم بود تابستانم و سرد گذشتیم و برگ ریزانم به شکفتن فسردنت آغازان شد.
و عشق دختری شد که دندانش سیم داشت و بیم خندیدن و لباس گلگلی به تن داشت و تنداد به رقصیدن، لزگیدن!
هان ای عشق! قایم شو پشت در اتاق و دستهایت را روی چشمانت بگیر و شروع کن به ندیدن، ترسیدن...
و من آغوشم را به تصرف
انشا
موضوع: تابستانهای خود را چگونه گذارانم؟
مقدمه: اکنون که قلم در دست دارم و به آسمان آبی مینگرم، انشای من! میآغازانمت؛ در گسترهٔ خطوط، میسازانمت، عشق میبازانمت، لبانت را! میگازانمت، تو اسب سرکشی، میتازانمت، ای نامهٔ نانوشته! میخوانانمت. آنجا که فقر چنگ یازیدن گرفت، مفت میبازانمت!
مفتبازم جانم
آره. کرم درمیاد
زمان خواهر
بهبه!
ایران من! سخاوت تو کونمان گذاشت
هر دمزن از رفاقت تو کونمان گذاشت
در چشم هیزهای جهان بچّهخوشگلی
رهیافته به خلوت تو کونمان گذاشت
دشمن جدا و دوست جدا کیرمان زدند
شب تا سحر سیاست تو کونمان گذاشت
مهد خیانت است ژنِ روس بیپدر
تا دسته این حماقت تو کونمان گذاشت...
به چه مصیبتی گرفتار شدیم مرتضی!
ارش! تو دایرکت توییتر یه چیزی میفرستم ببین
من که باشم که برآن خاطر عاطر گذرم؟
حرفها میزنی ای خاک درت تاج سرم!
درد ما را نیست درمان! اشتباس؟
صورتت شعر است و هر یک تار زلفت مصرعی
شعر را یک مصرع پیچیده
زیبا میکند...
#ماشاءالله_دهدشتی
#شعر
نه. دور شو.
صاحب اختیارین
میدونستید بلواسکای از نوادگان سکاییان بوده و محل سکونتش «سجستان؟» ایرانی! ببال!
آفرین. خیلی زود جواب رو لوددادی
ریپارت اند بلوک
اخترکتم شازده!
به نظرتون یگانه اختر تابناکِ بلواسکای کیه؟
الان متوجه نشدی ناامنم؟
کل جمله ایراد داره برادر. شما چرا دیگه جناب شادکامالسلطنه
به همین خیال باش دکتر!
نع
ماری عینک بزن
بیاید عکسایه تارتونو بزارید ببینیم ماله کی قشنگ ترِ
چهار تا کد دادم