باباکیسه

باباکیسه

@babakiseh.bsky.social

زن، زندگی، آزادی. کیر تو آخوند.

78 Followers 28 Following 281 Posts Joined Jul 2023
2 years ago

بچه با مفهوم ولنتاین آشنا شده ولی نمیفهمه دقیق ینی چی.
- Daddy! This is Valentine.
+ Yes daddy! This is Velntine.
- This is daddy’s Valentine.
+ Yes!
- This is mommy’s Valentine, too.
+ Yes, this is everyone’s Valentine.
- This is my Valentine, too.
+ That’s right daddy.
- Daddy! Are you Valentine?

2 0 0 0
2 years ago

هرچی بهش یاد میدیم به خودمون برمیگردونه. هروقت میخوایم تشویقش کنیم یه کاری کنه میگیم این کار برات خوبه.
حالا مکالمه امروز:

- Daddy! I wanna watch finger family (اسم یه برنامه کودکه)
+ Ok
- Daddy! Do you like finger family?
+ No! But you can watch it.
- Daddy! Come watch it. It is good for you.

1 0 0 0
2 years ago

شب شب قشنگیه! علی الحساب ۶ تا کتلت از سپاه داشتیم.

0 0 0 0
2 years ago

چرا ما با هرکی معاشرت میکنیم فقیر و‌ کج و کوله و دوزاریه پس!

0 0 0 0
2 years ago

این عجب موجودیه! هم داف هم موفق هم‌ پولدار! والا ما هرکی تا حالا از ۲۰۰ کیلومتریمون رد شده دقیق نقیض این بوده.

1 0 1 0
2 years ago

کیسه رو برداشتیم بردیم یه روز سر کار، ینی گاییده شدیم. دیگه هر روز همه ازمون میپرسن امروز هست یا نه. ینی من اینجا بیفتم بمیرم واسه کسی اهمیتی نداره ولی کیسه رو همه میخوان ببینن. که البته درستشم همینه.

2 0 0 0
2 years ago

رمز موفقیت دوست دافت رو فهمیدی بالاخره؟ بابا من همش منتظرم.

2 0 1 0
2 years ago

هرجا میریم ۹۹ درصد توجه رو این میگیره. کلا کسی دیگه به ما کار نداره.

1 0 1 0
2 years ago

شخصیتیه واسه خودش.

1 0 0 0
2 years ago
Post image

شروع روز کاری به همراه استاد کیسه.

6 0 2 0
2 years ago

بابا بزن دیگه! خسته شدیم از بس منتظر نشستیم.

2 0 0 0
2 years ago

بچه اینقدر baby shark رو گوش داده که از اول تا آخرش رو میخونه و تهشم میگه:
Hit the subscribe button

3 0 0 0
2 years ago

واسه اولین بار گفتم این سری فقط میخوام با بچه فارسی حرف بزنم. یه ۴-۵ تا جمله گفتم یهو گفت:
Daddy! That’s enough

5 0 0 0
2 years ago

استدلال نداشت که. یاد گرفته وقتی میگی یه چیزی safe نیست دلیل محکمی بر اینه که نباید انجامش داد. خواست از این تکنیک برای انجام ندادن کاری که نمیخواست استفاده کنه.

0 0 0 0
2 years ago

بچه داره کم کم روش‌های پیچوندن رو هم یاد میگیره. دستش کثیفه بهش میگم بیا بشورش میگه نه دوست ندارم بشورم. خلاصه یه کم اصرار و اونم مقاومت، یهو برگشته میگه:
Daddy! It’s not safe washing my hands.

3 0 1 0
2 years ago

مکالمه پدر و دختر:

- Daddy! I made mess.
(رفتم میبینم قهوه رو برگردونده رو لپتاپم. شانس آوردم درش بسته بود وگرنه به رحمت خدا میرفت)
+ Oh! No! Why did you do that?
- Don’t worry daddy! It’s ok.

8 0 0 0
2 years ago

کتاب فارسی براش گرفتم میگم بیا بشینیم بخونیم. باز کردیم یه کم نگاه کرد و اینور اونور کرد. یهو پرتش کرد انور پاشد رفت کتاب خودش رو آورد گفت:
Daddy! Let’s read the book.

1 0 0 0
2 years ago

پسر این بچه هیچییییی فارسی بلد نیست. خیلی وضعیت فجیعه. بعد دیگه خیلی هم کوچیک نیست. کلی چیز یاد گرفته که بگه، در نتیجه باهاش که فارسی حرف میزنی شاکی میشه که «هوووووی الاغ! به زبون ادمیزاد حرف بزن ببینیم چی میگی بتونم جوابت رو بدم!» چه خاکی به سرم کنم من. قطعا ۲-۳ سال دیگه چیزایی که میگه رو نمیفهمم.

4 0 1 0
2 years ago

یه ماه همه شبکه های اجتماعی رو دی اکتیو خواهم کرد.

0 0 0 0
2 years ago

ولی زیبایی زندگی در اینه که اون بتل رو هرجوری انتخاب کنی تهش میبازی به گا میری :))

1 0 1 0
2 years ago

بچه عجیب ترین تجربه زندگی آدمه (حداقل من اینطوری بودم). الان با ابی آشنا شده. نشستیم تو ماشین یهو میگه ابی بذار. ۳-۴ تا آهنگ رو به اسم ابی میشناسه. ابی گذاشتم برگشته میگه:
No daddy! Not this ebi! The other ebi.
عوض کردم تا اونی که میخوام اومده بعد یهو میبینم شروع کرده باهاش زمزمه هم میکنه.

5 0 0 0
2 years ago

دارم دیگه! عکس پروفایل.

1 0 1 0
2 years ago
Post image

رفته ghost شده بعدم یه زنبیل گرفته دستش ۲۰۰۰ تا کوکی جمع کرده.

11 0 2 0
2 years ago

مرد زندگی همینه.

0 0 0 0
2 years ago

بچه برداشته آبمیوه رو برگردونده کل فرش رو به گند کشیده. رفتیم بدو بدو دستمال آوردیم شروع کنیم به تمیز کردن. یهو برگشته میگه:
Don’t worry daddy! Don’t worry!

9 0 1 0
2 years ago
Post image

چی شده؟ غذا آوردید؟

10 0 0 0
2 years ago

یه معضل اساسی که ما با این بچه جدیدا پیدا کردیم اینه که با کانسپت خریدن آشنا شده. قبلا یه چیزی میخواست اگه نداشتیم میگفتیم نداریم، یه کم نق میزد تموم میشد. الان اومده میگه:
Daddy! I want strawberries.
بهش میگم نداریم. کفشاش رو برداشته رفته دم در واستاده میگه:
Let’s go buy it.

6 0 0 0
2 years ago

اینجا چقدر آرامش داره. هر روز میای واسه اینکه برسی به کل اتفاقات ۲۴ ساعت گذشته سرجمع ۲۴ ثانیه زمان لازمه. بعد دیگه میری تو فاز تولید محتوا.

4 0 0 0
2 years ago

شبا تو کلاب هاوس همچین بحثایی هست؟! پسر ما چقدر از دنیا عقبیم :(

1 0 1 0
2 years ago

من از کجا بدونم کیه. از خودش بپرس :))

1 0 0 0