یکی از storyهایی که آدما دارن میذارن برا تظاهرات این آخر هفته، تصویر سیاهسفید آدمیه تو تظاهرات با یه کاغذ دستش که روش نوشته: تو جونت رو گذاشتی برای آزادی، من عمرم رو میذارم برای آبادی.
هر بار که میبینمش فکر میکنم چه قول سنگینی. کاش هر کی همچین چیزی دستش میگیره حواسش باشه.
12.02.2026 10:42 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
هوا ابری و بارونیه. دخترک از سه صبح که بیدار شده ده دقیقه میخوابه، نیم ساعت گریه میکنه، باز ده دقیقه میخوابه، نیم ساعت گریه میکنه. حق میدم بهش. اگه وسطها هی پا میشد در سکوت یک لیوان قهوه هم میخورد دیگه خیلی بهش حق میدادم.
11.02.2026 21:02 — 👍 17 🔁 0 💬 0 📌 0
مغزم نمیکشه برم ببینم ماجرای اون مجسمه چیه. آدم دیگه نمیدونه بخنده یا گریه کنه.
دروغ میگم. آدم این روزا فقط میتونه گریه کنه.
11.02.2026 20:58 — 👍 9 🔁 0 💬 0 📌 0
epsom salt خودش اون مدلیه که نمیسوزونه؟
مرسی. امتحان میکنم حتما.
10.02.2026 07:06 — 👍 0 🔁 0 💬 1 📌 0
نه. یا هنوز نه. بخیهها و زخمهای اون وسطهان. به حرکت و فشار و این چیزها حساسن هنوز.
09.02.2026 17:29 — 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0
از زندگی خیلی خیلی شخصیم بخواین بدونین، که فکر نکنم هیچکی بخواد، هنوز دوربر بخیهها میسوزه. دستشویی رفتن از هر مدلیش ترسناکه و هر دو دقیقهای که گیر بیارم، که کم پیش میاد، میدوم میرم زیر دوش آب گرم. اینترنت میگه نرماله ولی دیگه دارم فکر میکنم وقت زودتری بگیرم از دکتر.
09.02.2026 16:44 — 👍 18 🔁 0 💬 5 📌 0
منم همینطور.
09.02.2026 16:39 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
سگها رو میبرن سر خاک آدمهاشون که خداحافظی کنن باهاشون. این ویدیوها هم یکجور دلم رو میسوزونه.
09.02.2026 04:45 — 👍 11 🔁 0 💬 1 📌 0
دلم میخواد بخوابم و گریه کنم و بخوابم و گریه کنم. افسردگی تویی؟
08.02.2026 21:09 — 👍 9 🔁 0 💬 0 📌 0
مغزم تصویری ساخته از اون نوزاد چند ماهه، که مادروپدرش رفتن دم در و کشته شدن و برنگشتن. تصویر رو گذاشته توی لوپ و به صورت پیوسته برام پخشش میکنه.
07.02.2026 17:40 — 👍 13 🔁 0 💬 1 📌 0
از زندگی شخصیم بخواین بدونین وسط diaper blowoutها یک دقیقه میشینم. اون یک دقیقه زنگ میزنم به مامانم، مامانم میگه میخوایم دخترک رو عقیقه کنیم.
نمیدونین عقیقه چیه؟ من هم نمیدونستم. ولی پای یک گوسفند بیچاره در میونه و از من هم کاری برنمیاد (نمیخوام بهش فکر کنم. جز اون تو این شرایط نمیدونم هم چی بگم)
06.02.2026 16:27 — 👍 14 🔁 0 💬 0 📌 0
کاش این روش مذاکره رو منم میتونستم در زندگیم پیش بگیرم. من همیشه فقط با آدمایی که باهاشون راحتم بشینم تو یه اتاق و حرف بزنم. اونا زحمت بکشن به اونایی که دوست ندارم باهاشون رفتوآمد کنم منتقل کنن وقتی لازمه.
-- از سری شوخیهای بیهوده وقتی نمیتونم بفهمم چی داره میشه و استرس دارم.
06.02.2026 16:21 — 👍 11 🔁 1 💬 0 📌 0
امروز که حرف زدم با مامان و بابام، دیگه خیلی معلوم بود که دارن به جنگ فکر میکنن. من بیعقلم و جدی نبودم وقتی پرسیدم بانکا بازن یا نه. ولی بابام جواب داد از فردا معلوم نیست.
این چیزا باید فقط مال فیلمهای تخیلی میبود.
05.02.2026 20:05 — 👍 9 🔁 0 💬 0 📌 0
واقعا چه اتحادی که فحش دادن به همه توش مجازه جز یک نفر.
05.02.2026 18:29 — 👍 10 🔁 0 💬 0 📌 0
دخترک. امروز که بهت شیر میدادم، باز همهش رو گریه کردم. ده تا و بیست تا و سی تا ویدیو دیدم از مامانهایی که برای بچههای رفتهشون گریه میکردن و چارهای نداشتم. بعضیهاشون رو چند بار دیدم. خواستم یادم نره. امیدوارم اون یه ذره شیر پر غصه نبوده باشه.
04.02.2026 19:10 — 👍 14 🔁 0 💬 1 📌 0
در جواب هر عکسی که از دخترک برای مامانم میفرستم، چند خط قربونصدقهش میره. بعد مینویسه به امید دیدار. هر بار. هر بار مینویسه به امید دیدار.
04.02.2026 03:49 — 👍 19 🔁 0 💬 1 📌 0
یکی زنگ زده ایران اینترنشنال داره یه چیزی میگه در این راستا که به جای خبرای تکراری مثلا یاد بدین به آدم که با زخم ساچمه چیکار کنه. منطقی میگه و این احتمالا چیز خاصی هم نیست ولی من واقعا مغزم همچنان یهو هنگ میکنه که شرایط این شده که آدمهای عادی لازم دارن این چیزا رو بدونن.
02.02.2026 20:48 — 👍 11 🔁 0 💬 0 📌 0
راستش تا الان من همیشه حرص میخوردم که ایرانیا در هر مهمونی و مراسمی شروع میکنن رقصیدن. این روزا ولی هر ویدیویی که میبینم از رقص کسی که از دستش دادیم یا از رقص مردم در مراسم تشییع جنازه و خداحافظی قلبم رو فشار میده و بغضم رو میشکونه. دیگه این رقصها برام چیزی نیست جز نشونهی زندگی و مقاومت.
30.01.2026 18:39 — 👍 13 🔁 0 💬 0 📌 0
برخلاف قبل، به خاطر دخترک و به خاطر شرایط و از ترس قطع شدن دوبارهی اینترنت، این چند روزی که اینترنت محدودشون داره کار میکنه، سعی کردم هر روز چند دقیقه با مامان و بابا حرف بزنم. سرعت اینترنت کمه و دائم تصویر میره و میاد. دیگه ازشون چیزی نمیپرسم در مورد شرایط شهر، چون استرس داشتن هر بار که پرسیدم.
28.01.2026 18:28 — 👍 11 🔁 0 💬 1 📌 0
گذاشتیمش رو شکمش و تشویقش میکنیم که سرش رو بیاره بالا. وسط گفتن یکم دیگه مونده و تلاش کن و آخ چه گردن قویای؛ یهو یادم میفته به سر بچههای مردم شلیک کردن. دیگه نمیتونن سرشون رو بیارن بالا.
26.01.2026 21:46 — 👍 17 🔁 0 💬 3 📌 0
مامانم یهو پیام داد که رسیده مسجهات (iMessage). فیستایم کردم و گرفت. این دخترک رو یکم به صورت زنده دید. گفت داشتیم دیوانه میشدیم. یکم بیشتر حرف زدیم. بعد چند هفته شد که تعریف کنم براش ماجراهای اون شب بیمارستان رفتن و به دنیا اومدن دخترک رو.
24.01.2026 19:23 — 👍 18 🔁 0 💬 1 📌 0
مقایسه نمیکنم ها. اصلا. فقط احساسی که دارم رو مینویسم. از اون روزهاییه که بهم یادآوری شده منِ مهاجر ایرانی هیچوقت دیگه هیچ کشوری بهم اونقدر احساس امنیت نمیده که بهش بگم خونه. خونه تهش همین چهاردیواریایه که توش زندگی میکنم و اون چهاردیواریای که توش بزرگ شدم.
24.01.2026 18:29 — 👍 15 🔁 0 💬 0 📌 0
هر ویدیوی جدیدی که از رها میبینم، بیشتر آتیش میگیرم. چقدر زنده بوده این دختر. بعد فکر میکنم همین رو صد برابر کن. هزار برابر کن. بیستهزار و شصتهزار برابر کن. چقدر زندگی رو گرفتن.
سیاهچالهها همهمون رو میبلعن.
24.01.2026 03:46 — 👍 16 🔁 1 💬 0 📌 0
دیدم نوشتن اون موقع که میرحسین فراخوان میداد، کسی نگفت مسئول کشته شدن آدمهاست. واقعا کسی نگفت؟
توانم و اطلاعاتم برای مقایسه محدوده ولی دارم سعی میکنم بفهمم چرا توی ذهنم آرپی مقصرتره. برای مغز کوچک من اون موقع قساوت طرف مقابل انقدر واضح نبود و اون کسی که فراخوان میداد هم خودش اون وسط بود. نمیدونم.
23.01.2026 15:15 — 👍 7 🔁 0 💬 5 📌 0
همکار بابام به برادرم مسج داده که مامان باباتون هنوز نمیتونن وصل شن ولی گفتن من به شما بگم چند تا عکس از دخترک بفرستین که من فردا که میان سر کار براشون بفرستم. حواسشون پیش این بچهست.
23.01.2026 14:58 — 👍 8 🔁 0 💬 0 📌 0
هر توییتی که آدما از ایران میذارن، توصیف یک فاجعهی جدیده. هی میری جلو و تموم نمیشه اسم و قصهی آدمهایی که دیگه نیستن. آدمهایی که عزیزترینهاشون رو از دست دادن و جوری از دست دادن که فکرش برا یک ثانیه هم آدم رو خفه میکنه. آدمهایی که ترس دیگه رهاشون نمیکنه.
23.01.2026 13:53 — 👍 3 🔁 0 💬 0 📌 0
😘♥️
چه خوب که اینجایی باز. خیلی مواظب خودت باش.
23.01.2026 13:39 — 👍 1 🔁 0 💬 0 📌 0
سلام 🫂
23.01.2026 00:41 — 👍 1 🔁 0 💬 1 📌 0
مرسی ازتون که اومدین تجربهتون رو گفتین. واقعا کمک کرد به ذهن درگیرم. بار روانیش زیاده برام و خیلی کم دیدم و شنیدم در این مورد از آدما بیواسطه.
یه قسمت از استرسم میدونم به خاطر حرف مامانامونه: فقط شیر خودت رو بدی؛ یا من از صبح تا شب شیر میدادم به بچههام هر چقدر میخوان بخورن.
باید عبور کنم.
22.01.2026 00:06 — 👍 11 🔁 0 💬 4 📌 0
دغدغهی شخصی. این روزا اضطراب کم بودن شیر، ناکافی بودن شیر، وزن دخترک که هنوز جایی که انتظار میره باشه نیست، ولم نمیکنه. فکر نمی کردم انقدر مهم بشه ولی انگار افتادم تو یه مسابقه. اینترنت هم سر این چیزا یک گردباده که میبلعه آدم رو. در دنیای واقعی هم نمیتونم به آدمایی که دوروبرمن بگم.
21.01.2026 20:47 — 👍 27 🔁 0 💬 11 📌 0